instagram: mohammad_mahdi_mottaghi & jamealasst
زندگینامه امام خامنه ای (مدظلــه العالی)
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

نسب آیت الله خامنه ای به حضرت سلطان سیدمحمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد می شود می رسد. ایشان به دلیل ظلم و جور عباسیان به مناطق مرکزی ایران و تفرش ، آشتیان وفراهان می آیند و از سوی مردم آن مناطق مورد استقبال قرار می گیرند ولیمأموران عباسی در تفرش ایشان را دستگیر و شهید می کنند و هم اکنون مزارایشان در میقان اراک قرار داد . سید محمد فرزند سید محمدتقی ، فرزند سیدمیرزا علی ، فرزند سید میرزا اکبر ، فرزند سید فخرالدین از شجره مبارک حضرتسلطان سید محمد است که از تفرش به آذربایجان مسافرت می کنند و در شهرخامنه 80 کیلومتری شمال غربی تبریز ساکن می شوند . بعد از وی سید حسین ،فرزند سید محمد در خامنه مشغول هدایت و ارشاد مردم می شود و البته به نجفاشرف سفر می کنند و در آنجا به درس و بحث اشتغال می ورزند . ایشان جد حاجسید علی خامنه ای بودند.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: 22 تير 1394 ساعت: 21:10
متن شایعه منتشر شده در شبکه های اجتماعی به همراه تصویر:

پاسخ شایعه:
1-رسانه هاي ضد انقلاب اخيرا با انتشار این خبر كذب سعي در منحرف كردن افكار عمومي دارند اين درحالي است كه اگر شما این عکس را در سرویس عکس گوگل بصورت معکوس (آپلود و سرچ) جستجو کنید درمي يابيد كه اين عكس مربوط به تجاوز و شلاق زدن به يك دختر عربستانی است كه در شبكه خبری سی ان ان و برخی دیگر از سایتهای خارجی منتشر شده است.
http://ireport.c.com/docs/DOC-1222509
http://directorblue.blogspot.com/2013/04/tolerance-shiite-woman-sentenced-to-8.html
2- متن منتشر شده نیز مانند تصویر دروغی بیش نیست و هیچ گونه سند و منبعی بر این ادعا وجود ندارد. ای کاش سازندگان این دروغ های بی پایه و اساس نگاهی هم به قوانین جمهوری اسلامی ایران بیندازند.
3- فصل بیست وهشتم قانون مجازات اسلامی در باب تجاهر به استعمال مشروبات الکی قرارداده شده بر این اساس ماده 701 آن قانون بیان داشته هرکس متجاهراً و بنحو علن در اماکن ومعابر ومجامع عمومی مشروبات الکلی استعمال نماید علاوه بر اجرای حد شرعی شرب خمر به دو تا شش ماه حبس تعزیری محکوم می شود.
باید دانست خریدن وحمل یا نگهداری مشروبات الکلی نیز جرم است وبموجب ماده 702قانون مجازات اسلامی مرتکب به سه تا شش ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود البته قصد مرتکب که به قصد کسب منفعت باشد یا نباشد تاثیری در این جرم ندارد.
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=251095
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
م.م.م
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: سه شنبه 30 تير 1394 ساعت: 0:23
از بس که نداشته هایمان را به رخمان کشیدند ما ایرانیان، ایران را از سومالی و بنگلادش هم کمتر میدانیم . کمی هم از داشته هایمان بدانیم ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﭘﺪﺍﻓﻨﺪ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺧﺎﺗﻢ ﺍﻻﻧﺒﯿﺎ(ﺹ)
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺟﺰﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﻧﺎﻭﺷﮑﻦ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺭﮐﻮﺭﺩ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﮊﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ(100متر در ثانیه)
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺷﮑﺎﺭگاه ﭘﻬﭙﺎﺩ RQ170 ﻓﻮﻕ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎی ﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺪﻝ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺟﺰﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﭘﻬﭙﺎﺩ ﻣﻮﺷﮏ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺭﮐﻮﺭﺩ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﭺ3
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺗﺶ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ 33 ﺭﻭﺯ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻖ ﭘﻬﭙﺎﺩ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮﻓﺮﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ 3ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻋﮑﺴﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﻓﻮﻕ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻣﺎﻧﻌﯽ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﯾﻌﻨﯽ ﻋﮑﺲ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺟﺰﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﻮﻓﻖ ﺩﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺮﺗﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻣﻐﺰ ﻭ ﻧﺨﺎﻉ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ, ﺩﺍﻋﺶ, ﻃﺎﻟﺒﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ, ﺣﺘﯽ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻫﻢ نمی توﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺠﻨﮕﻨﺪ, ﺗﮏ ﺑﻪ ﺗﮏ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ, ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﯿﺤﺪﺵ ۸۴ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺘﺤﺪﺃ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ۸ ﺳﺎﻝ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﻭﺟﺐ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺶ ﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺟﺰﻭ ﺩﻩ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺮﺗﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﻧﺎﻧﻮﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺮ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﻡ.ﺍﺱ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﯼ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﻨﺪ
ﻫﻤﻮﻃﻦ :
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ را دست کم نگیریم
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: جمعه 26 تير 1394 ساعت: 20:44
متن شایعه به همراه تصویر:
دولت فرانسه به مناسبت نتیجه مثبت توافق گروه5+1 با ایران و لغو تحریمها دیشب به افتخار ایران زمین به مدت دو ساعت برج ایفل را به سه رنگ زیبای سبز سفید و قرمز مزین و نورافشانی کرد.
پاسخ شایعه:
تصاویر منتشر شده مربوط به نورافشانی برج ایفل به رنگ پرچم کشور مکزیک هست.که در چهارده جولای 2015 به مناسبت حضور رییس جمهور کشور مکزیک در پاریس انجام شد.
همانطو که میدانید رنگهای پرچم ایران به صورت افقی می باشد و پرچم کشور مکزیک به صورت عمودی.
تصاویر کامل مراسم نورافشانی به افتخار کشور مکزیک در لینکهای زیر:
http://www.zimbio.com/pictures/5kiwxpqWOyQ/2015+Bastille+Day+Fireworks+Eiffel/browse
http://www.gettyimages.com/detail/news-photo/the-eiffel-tower-is-enlightened-with-colors-of-the-mexican-news-photo/480693584
پرچم کشور مکزیک:

محمد مهدی متقی
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: سه شنبه 30 تير 1394 ساعت: 0:22
متن پیام منتشر شده در شبکه های اجتماعی به شرح زیر است:
در ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ روزهای هفته بدین گونه بوده است:
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
اکنون به نام روزهای هفته دقت کنید:
ﮐﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺪ = ﺷﻨﺒﻪ
Saturday = Satur + day
Satu = ﮐﯿﻮﺍﻥ
---------
ﻣﻬﺮﺷﯿﺪ = ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ
Sunday = Sun + day
Sun = ﺧﻮﺭ (ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ) = ﻣﻬﺮ
---------
ﻣﻪ ﺷﯿﺪ = ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ
Monday = Mon + day
Moon = ﻣﺎﻩ
---------
ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺷﯿﺪ = ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ
Tuesday = Tues + day
Tues = God of war = Mars
Mars = ﺑﻬﺮﺍم
---------
ﺗﯿﺮﺷﯿﺪ = ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury
Mercury = ﺗﯿﺮ
---------
ﻫﺮﻣﺰﺷﯿﺪ = ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter
Jupiter = ﻫﺮﻣﺰ
---------
ﻧﺎﻫﯿﺪﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺩﯾﻨﻪ = ﺟﻤﻌﻪ
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues
Venues = ﻧﺎﻫﯿﺪ !
بسیار جالبه که غربی ها هم اسم روز ها هفته را از فرهنگ غنی ایرانی گرفتن و ما اصلا خبر نداشتیم و حتی نمیدونیم عربها چگونه واسمون تغییرش دادند
مرجع:
تاریخ باستان جلد 10 صفحه1985
پاسخ شبهه:
1- این موضوع که سیستم روزشماری در ایران باستان به صورت ماهانه بوده یا هفتگی ، میان مورخین اختلاف است ولی بسیاری از مورخین اصل متن را میپذیرند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87
2- جالب است بدانید به عقیده تاریخدانان سیستم روزشماری هفتگی نه به وسیله اعراب بلکه به وسیله حکومت منحرف شده از دین زردشت یعنی حکومت ساسانی از تقویم ایران حذف شد.
همان حکومتی که به وسیله مسلمانان سرنگون گردید.و پس از اسلام سیستم روزشماری هفتگی که از افتخارات ایرانیان میباشد به تقویم ایران بازگشت.
دخل و تصرف های فراوان ساسانیان و به ویژه موبدان درباری آن دوره در تاریخ و فرهنگ ایران زمین بسیار زیاد است و می توانیم چنین احتمال دهیم که کنار نهادن هفته شماری از تقویم ها نیز دستاورد چنین تحریف هایی باشد.
http://ghiasabadi.com/hafteh.html
3- نام گذاری به روزهای هفته به صورت فعلی نیز کار اعراب نیست. چون اساسا اعراب از حروفی مثل( چ و پ) محروم هستند. برای مثال : چهارشنبه
همچنین نام روزهای هفته به جز جمعه ترکیبی از اعداد پارسی می باشد. یک و دو و ...........
ولی نژاد پرستان و اسلام ستیزان با انتشار چنین متن هایی سعی در تخریب وجهه اسلام و ایجاد اختلاف بین ایرانیان و اعراب دارند.
در شاهنامه فردوسی بیشتر از یکصد و بیست بار واژه هفته و دو بار واژه چارشنبه بکار رفته است: «ستاره شُمَر گفـت بهرام را/ که در چارشنبه مزن کام را» (از داستان نبرد بهرام چوبینه با پرموده پسر ساوه شاه).
از آنجا که شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستان ها و بازگویه های دوران باستان می دانند، بعید است که فردوسی بدون اینکه چنین مفهومی در متون مبنا بکار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره گرفته باشد.
4- نکته جالب دیگر منبع ارایه شده در متن است کتاب (تاریخ باستان) با نام کامل (تاریخ ایران باستان) است.
یک مجموعه سه جلدی نوشته حسن پیرنیا و چاپ شده به كوشش انتشارات دنياي كتاب می باشد.
حال نگارنده متن پیام جلد 10 و صفحه 1985 را از کجا در آورده الله اعلم.
http://library3.tebyan.net/newindex.aspx?pid=122794
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: جمعه 26 تير 1394 ساعت: 8:40

برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1394 ساعت: 10:42
قسمت دوم:
عاقبت اعتماد به امریکا!!!

مصدق پس از کودتای 28 مرداد و در دادگاه نظامی؛ او در این دادگاه به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم شد.
بسیاری از کارشناسان تاریخ مشروطه بزرگ ترین اشتباه مصدق را دوری از مرجعیت و روحانیون و در عین حال اعتماد به آمریکایی ها دانستند. به همین دلیل نیز روز ملی شدن صنعت نفت را روز جدا ساختن انگلستان از این صنعت و وابسته ساختن آن به آمریکایی ها می دانند.
با ایجاد اختلاف میان آیت الله کاشانی به عنوان رهبر دینی نهضت و مصدق به عنوان رهبر ملی، باعث شد انحرافات زیادی در اصل انقلاب مشروطه به وجود آید و پس از آن بود که آمریکایی ها به عنوان قدرت نو ظهور بعد از جنگ های جهانی اول و دوم توانستند جای انگلستان را در خاورمیانه گرفته و به بزرگ ترین منبع نفتی منطقه یعنی ایران دست پیدا کنند. در نهایت این آمریکا بود که معادله و بازی جدید در ایران را با کودتای 28 مرداد برد و اعتماد بیش از حد در نهایت کار را به سرانجام شومی کشاند.
در این میان نزدیک شدن و اعتماد مصدق به آمریکا در کنار دشمنی عمیقش با انگلیس، باعث شد که وی بدون توجه به مشی مشترک این دو کشور، از این ارتباط صمیمی با آمریکا متضرر شده و در واقع تمام نهضت را دچار اضمحلال کند. یکی دیگر از اشتباهات مصدق آن بود که برای مقابله با دو قدرت سنتی انگلیس و روسیه، به قدرت سوم یعنی امریکا گرایش پیدا کرد. مصدق حتی آنقدر خوش خیال و خوش بین بود که به «آیزنهاور» نامه نوشته و از او درخواست کمک و مساعدت کرد! او در نامه خود چنین می نویسد:
«ملت ایران امیدوار است که با کمک و مساعدت حکومت آمریکا موانع به وجود آمده در کار فروش نفت ایران برطرف گردیده و چنانچه حکومت آمریکا قادر نیست چنین موانعی را مرتفع سازد، می تواند کمک های اقتصادی را در اختیار ایران قرار دهد تا این کشور بتواند سایر منابع طبیعی خود را مورد بهره برداری قرار دهد. ایران، سوای نفت، منابع طبیعی دیگری نیز دارد که بهره برداری از آن ها به حل مشکلات آن کمک می نماید، لکن تحقق این منظور بدون کمک اقتصادی خارجی مقدور نیست. در خاتمه، توجه مساعد و مثبت آن جناب را به وضعیت خطرناک کنونی ایران جلب نموده و اطمینان دارم که جنابعالی نسبت به کلیه نکات این پیام توجه لازم مبذول خواهید داشت.»
گرچه جواب دولت امریکا به نامه مصدق منفی بود اما مصدق گویا تا آخرین لحظات دولتش، همچنان به امریکا امیدوار بود. همین هم بود که در نهایت موجب سقوط دولت مصدق و کودتا علیه وی شد به طوری که بعد از گذشت شصت سال از کودتای 28 مرداد 1332، ایالات متحده اسناد دخالت خود در کودتا علیه دولت مصدق را منتشر ساخت. در حقیقت بزرگ ترین اشتباه مصدق همانی بود که رهبر انقلاب، در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان رد تاریخ 12 آبان ماه سال 92 فرمودند:
«هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکایی ها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس ها نجات بدهد، به آمریکایی ها متوسّل شد؛ آمریکایی ها به جای اینکه به دکتر مصدّق که به آن ها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای 28 مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانه شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه اش را خوردند.»
کودتای 28 مرداد در شرایطی رخ داد که مصدق تمام تلاش خود را کرده بود تا بر موجی که در دنیا به راه افتاده بود سوار شده و به جای انگلستان، آمریکا را به عنوان ابرقدرت نوین به رسمیت بشناسد. او می خواست با توسل به آمریکایی ها زمینه ای از قدرت و اختیارات را برای خود فراهم سازد که دیگر هیچ قدرتی توان تغییر آن را نداشته باشد. با این حال مدرس در آخرین دقایق تنها ماند. نمونه این تنهایی و فراموشی را این روزها می توان در مصر مشاهده کرد. محمد مرسی نیز مانند مصدق بعد از انقلابی به روی کار آمد که خواسته اش اتکا به منابع و توان داخلی و ایجاد تغییرات بزرگ در ساختار قدرت بود. با این حال همان طور که تاریخ استعمارگری آمریکا نشان داده، نمی توان انتظار داشت انقلابی در کشوری برای روی کار آمدن مسئولان مردمی شکل بگیرد و رد پای آمریکا برای بازگرداندن کودتا در آن را مشاهده نکرد. مرسی نیز مانند مصدق به شدت بر روی نقش آمریکا به عنوان حافظ و نگه دارش در رأس قدرت حساب باز کرده بود. مرسی نیازمند کمک های آمریکا بود بنابراین جرئت دست زدن به کمپ دیوید را نداشت.
وی همچنین برای کمک های مالی مجبور بود روی شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس حساب کند و بنابراین نمی توانست در سیاست های کلان کشورش تغییر جدی ایجاد کند.
دولت برخاسته از رای مردم در مصر که می خواست دشمنانش را مدیریت کند در دام طراحی ها و برنامه ریزی آنان قرار گرفت و با اعتمادی که با امریکا و سرسپردگان برخی از کشورهای اسلامی کرد در کمتر از یکسال منجر به سقوط حکومت مرسی شد.
سقوط دولت مرسی درس بزرگی برای کشورهای منطقه بود. سرنوشت مرسی و مصدق بعنوان دو رهبر ملی در دو کشور اسلامی آنهم با فاصله زمانی بیش از 100 ساله، درس بزرگی برای جهان اسلام و کشورهای انقلابی است که نشان داد باید ضرب المثل های آمریکایی در مورد اعتماد را جدی گرفت : نمی توان به کسی اعتماد کرد که یک بار از اعتماد شما سوء استفاده کرده و شاید بهتر است اول بیازمایید و بعد اعتماد کنید.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1394 ساعت: 10:04
مقدمه
برخی از محافظه کاران و نان به نرخ روز خور ها با انتشار پیامهایی سعی دارند اقدامات امیر کبیر ، دکتر مصدق و دکتر ظریف را در کنار هم قرار داده و مقابله به موقع و قاطعیت در برار دشمنان یک کشور را زیر سؤال ببرند.
ان شاء الله طی سه مطلب جداگانه به توضیح اقدامات این سه شخصیت میپردازم.
قسمت اول:
ایا امیر کبیر بدون قاطعیت و فقط با مذاکره دست به اصلاحات زد؟؟؟

شخصیت بزرگ و والای امیر کبیر و اقدامات مهم وی برای ترقی ایران بر کسی پوشیده نیست.تعداد خدمات امیر کبیر به این مرز و بوم بسیار زیاد است ولی در اینجا سعی دارم اقدامات مهم وی که همراه با قاطعیت و اقدام به موقع در برابر دشمنان بود را برشمرم تا یادآوری باشد برای برخی که خود را به خواب زده اند.تا بدانند همیشه مذاکره کار ساز نیست.
1- سركوب شورش سالار در خراسان:
2- فرمان قتل سیدعلی محمد باب:
امیرکبیر، دستور داد که باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود؛ در تبریز تیرباران شد.
3- فرمان قتل سالار پسر آصف الدوله:
سالار والی خراسان که طرفدار تجزیه طلبی و جدایی خاک خراسان از ایران بود، در زمان ناصرالدین شاه شورش کرد. امیرکبیر، سپاهیانی را به خراسان فرستاد و آنان را سرکوب کرد.
4- سر و سامان دادن به ارتش:
امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن ها و برکشیدن صاحب منصبان بی طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی فایده در نظام سازمانی را پایه گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب منصبان، شایستگی ایشان گشت. مهمات سازی در زمان او رشد کرد و توپ ریزی و باروت سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.
در قسمت دوم از این مطلب نتیجه اعتماد دکتر مصدق به دولت امریکا و کودتای 28 مرداد را بررسی خواهیم کرد.
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1394 ساعت: 21:28


بوسیدن دست اجباری نیست ، لذا این که آیت الله طالقانی نبوسد مشکلی ندارد.
2- بوسیدن دست در اسلام:
بوسیدن دست پدر و مادر،سادات،علما در اسلام اشکالی ندارد و حتی توصیه شده است.برای نمونه امام صادق علیه السلام می فرمایند:
لا يُقبّل رأسُ أحد و لا يداه ؛ إلا رسول الله أو من اُريد به رسول الله سر و دست كسي را نبايد بوسيد به جز رسول خدا ص, يا كسي كه با بوسيدن سر و دست او رسول خدا ـ صلّي عليه و آله ـ قصد شود
كليني, محمد بن يعقوب، اصول كافي, نشر دارالكتب الاسلاميه, چاپ چهارم, 1365 هـ , ق، ج2, ص185.
لذا همان طوری که در روایت مشاهده کردید گفته شده بود سر و دست کسی را نباید بوسید ، اما بعد از آن یک حکم استثنایی آمد:
به جز رسول خدا ص , يا كسي كه با بوسيدن سر و دست او رسول خدا ـ صلّي عليه و آله ـ قصد شود
سادات فرزندان رسول خدا(ص) هستندعلما و پیشوایان دینی وارثان دین و محافظان دین اندولی فقیه حاکم شرع است و مشروعیتش را از حکم خدا و کلام معصوم می گیرد،چرا که امام صادق علیه السلام می فرمایند: "رد و انکار حکم حاکم اسلامی رد و انکار ماست و رد و انکار ما رد بر خداست که حد شرک برخداست"
(کلینی ؛الکافی،ج1،ص67،ح10).
در نتیجه بوسیدن دست سید،عالم دین و مخصوصا ولی فقیه هیچ اشکالی ندارد ، زیرا با بوسیدن سر و دست آنها بوسیدن سر و دست رسول خدا (ص) قصد می شود.
3- تفاوت بوسیدن دست امام خمینی و شاه:
دانه فلفل سياه و خال مه رويان سياه
هر دو جانسوزند اما اين كجا و آن كجا
حضرت امام خمینی(ره) هم سید بود.....هم فقیه دینی که ولی فقیه زمان خویش نیز بودند....لذا بوسیدن دست ایشان هیچ اشکالی ندارد ولی شاه ملعون نه سید بود و نه عالم دینی و نه هم حاکم اسلامی ، بلکه عمله دست دشمن و خائن و یک جنایت کار بود.
بوسیدن دست حضرت امام (ره) اجباری نیست...بلکه از روی میل قلبی عده ای دست آقا را می بوسند اما بوسیدن دست شاه از روی اجبار است و تکبر و غرور در صورت شاه دیده می شود...
شاه مفسد وطن فروش و عیاش و نوکر اجنبی را با امام مرجع و عالم و متدین را نمی شود یکی گرفت.
درباریان چاپلوس و بادمجان دورقاب چین و نوکران شاه که برای رسیدن به منافع بیشتر و خود شیرینی دست شان ملعون را می بوسند را نیز نمی توان با مردم عادی و ساده دل که فقط از باب عالم و مرجع بودن و نه چاپلوسی و رسیدن به نفع بیشتر بوسه بر دست نائب امام زمان خود می زنند مقایسه کرد.
تفاوت این دو را ناقص العقل ها هم متوجه هستندحال دشمنان انقلاب و امام برای رسیدن به مقاصد پست خود اقدام به چنین مقایسه هایی می کنند و خود را به خواب که نه به مردن زده اند تا حقایق را نبینند.
دست امام را كارگران و كشاورزان و فقيران هم مي بوسيدند بدون اجبار بلكه از روي عشق و علاقه ولي دست شاه را افرادي مي بوسيدند كه آخوري چاق داشتند
امام هم این طوری نبودند که هر وقت کسی می امد دست اش را دراز می کرد که بیا و ببوس بعدا حرفتو بزن این فکر اشتباه است ان زمان مردم به امام عشق می ورزیدند برای ادای احترام و ابراز ارادت و محبت دست امام می بوسیدند
خب امام چه می کردندشما دران شرایط باشید مانع شدن امام از دست بوسیدن شاید برای خیلی ها سنگین می امد که چرا امام مانع از این عمل من شدند و شاید من بد هستم و............
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1394 ساعت: 10:24
ادرس وبلاگ قبلی جام الست روی سرور بلاگفا
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:42
«يسئلونك عن الخمر والميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما؛ از تو درباره شراب و قمار مي پرسند. به آنها بگو در اين دو گناه بزرگ و منفعت هايي براي مردم است ولي گناه و زيان آنها از نفع و سودشان بيشتر است» (بقره، آيه 219)
در شبکه های اجتماعی پیامی مبنی بر فواید نوشیدن شراب انتشار یافته مطلب زیر جوابی بر پیام مذکور میباشد.
آثار شراب در دستگاه گوارش
الکل مخاط زبان و حس ذائقه را ضایع و بزاق دهان را کم می کند و ترشح آن را از نظم می اندازد و نیز مخاط معده را تحریک و ترشی آن را کم می کند و با انعقاد عامل هضم که پپسین نام دارد چه بسا موجبات استفراغ را که همراه با مایعی به نام بلغم که اغلب با لخته های خون همراه است فراهم می سازد، و امراض مختلف معده و روده و گشادگی زیاد از حد معده، تورم و خراشیدگی روده ها و التهاب جهاز هاضمه، اسهال های سخت و یبوست شدید در اثر لطمه دیدن روده بزرگ شخص الکلی را تهدید می کند.
اثر آن در کبد
کبد عضو حساس، قلعه بزرگ دفاعی بدن بوده و امروزه دریافته اند که کبد از شاهکارهای آفرینش بدن است. زیرا سلول های آن با نظم و ترتیب خاص ۳۲ عملی را که به عهده دارند به خوبی انجام می دهند، کبد صفرا می سازد برای هضم غذا گلیکوژن سازی و تنظیم قند خون را به عهده دارد. لیازین می سازد برای جلوگیری از انعقاد ماده انعقادی نیز برای جلوگیری از خونریزی های احتمالی می سازد، تبدیل امونیاک مسموم کننده به اوره، دفع سموم و تحلیل آنها به مواد کم خطرتر، کبد در برابر الکل در ابتدا تغییرات جزئی و تجمع چربی نشان می دهد. سپس خرابی سلول های کبد و به دنبال آن مرگ سلول ها فرا می رسد.
احتقان فعال کبد در نتیجه اعتیاد به الکل، پرخوری، اختلالات غذایی، کم حرکتی و انزوا است.
الکل جگر را ناتوان و متورم می سازد و در اثر ضعف و خرابی کبد و صلابت آن با احساس درد و ناراحتی در طرف شکم آغاز می گردد و چه بسا ممکن است مرض مخصوصی به نام زردی در کلیه اعضا شرابخوار حتا در چشم او آشکار گردد.
در خون
شراب آب خون را جذب می کند و گلبولهای قرمز خون بالا می رود و بزرگ شدن قسمتی از هموگلوبین خود را از دست می دهد و شکل گلبولها تغییر می کند و مقدار اکسیژن آزاد شده در الکل اثر کرده، آن را به اسید استیک و رستات دو سود نجزیه می نماید که خاصیت قلیائی خون را کم کرده اسید به وجود می آید.
چون الکل قابل مصرف برای کارگاه تن نیست به محض ورود به معده وارد خون می گردد و گلبولهای سفید خون را از بین می برد و در اثر فشارهای کم تولید سکته می کند.
ضررهای شراب نسبت به قلب
الکل چون در خون اثر می بخشد کم کم آن را فاسد کرده عمل تغذیه اعضای بدن را مختل می گرداند و مقدار زیادی پیه و چربی اطراف قلب را گرفته آن را سنگین می نماید و حجمش را زیاد می کند. در نتیجه حرکات قلب ضعیف می شود. بر همین اساس نبض معتادین به الکل غالبا آهسته یا غیر منظم است.
اثر آن در کلیه
طبق آمار، بسیاری از امراض کلیه در اثر خوردن شراب است، زیرا مشروبات الکلی در هنگام دفع، مجاری ادرار را تحریک و تولید عوارض ناراحت کننده ای از قبیل سلسله البول (کسی که دائم ادرارش به صورت قطره قطره می آید و قدرت کنترل آن را ندارد) و غیره می شود.
در عقل
طبق اظهار نظر کارشناسان، مشروبات الکلی اولین عامل جنون است. آمار دقیق تیمارستان ها نشان می دهد که اغلب دیوانگان کسانی هستند که سالهای طولانی عمر خود را با میخوارگی سپری کرده اند.
فیزیولژیست های سابق الکل را مهیج ولی امروز آن را مخدر، یعنی باعث رکود مشاعر و قدرت درک می دانند و می گویند حالت وجد و فرحی که تصور می شود پس از صرف مقداری شراب به وجود می آید، این حالت شادی در انسان مربوط به از کار افتادن مراکز علیای دماغی است که در برابر مراکز پایین تر نخاعی رُل و نقش مهار کننده دارند.
در نسل
الکل در سلول های نطفه اثر نا مطلوبی نیز می گذارند، چنانچه برخی از اطبا ثابت نموده اند که تاثیر سو الکل تا سه نسل به طور حتم باقی است به شرطی که این نسل الکلی نباشند.
دکتر فالین آمریکایی می گوید: از یک مرد سالم ممکن است یازده طفل به وجود آید در حالی که از مرد معتاد به الکل از یک تا سه طفل سالم بیشتر به وجود نمی آید. به علاوه این فرزندان هم در معرض بیماری های مختلفی از قبیل سکته، صرع، عصبانیت، جنون، عدم رشد قوای عاقله و کم خونی و امراض دیگر بوده و دائما دچار تشنجات سایر بیماری های روحی و ناراحت کننده می شوند.
الکل در شیر، لنف، بزاق، ترشح لوزالمعده، صفرا، مایع نخاع و نطفه وارد از راه خون مادر به جفت و بچه هم می رسد…
الکل به وسیله شیر مادر به کودک می رسد و تجهیزات تباه کننده الکل اثراتی بر نطفه پدر دارد که ممکن است سبب پیدایش کودکان کودن مصروع و … گردد و الکل در موجد پدید آمدن اولاد غیر طبیعی است.
عکس العمل الکل در موی سر
کالویسنی که یک نوع مو ریزی است در اثر استعمال الکل اگر چه به مقدار کم هم باشد پیش می آید. بنابر این خوردن شراب اگر چه کم باشد در ریزش مو، نوعی که پیری زودرس می توان گفت موثر است.
نسبت به دستگاه تنفس
مهمترین عوارض الکل در دستگاه تنفس، بیماری خانمانسوز سل و تنگی نفس است، زیرا که الکل همراه خون وارد ریه ها شده، مخاط ریه را تحریک کرده که آن را متورم می سازد و این تحریک، کلسیم بدن را از بین برده و عمل ریه را مختل و منجر به بیماری سل خواهد گردید.
چون قسمتی از الکل از راه تنفس دفع می شود، مقاومت ریه ها را کم و آنها را آماده پذیرش عفونت ها می سازد.
عامل سرطان
دکتر سولی لدرمان با در دست داشتن ۳۵۰۰ ابسرواسیون مربوط به بیماران سرطانی که از سال ۱۹۴۳ به وسیله سرویس بهداشت همگانی جمع آوری شده و در آن با دقت مصرف دخانیات و مشروبات الکلی اندازه گیری شده بود توانست ثابت کند که گذشته از دخانیات الکل نیز رابطه مستقیمی با پیدایش سرطان دارد.
باعث کاهش نیروی بینایی
گروهی از پزشکان اعلام داشتند که الکل بینایی را ۳۳ الی ۷۵ درجه کاهش داده و قدرت انبساط و انقباض مردمک را به حدود ۳/۱ می رساند.
در انتها بگذارید نظر برخی از دانشمندان غیر مسلمان را در مورد شراب ببینیم.
پوتکاره رئیس جمهور اسبق فرانسه
وی که ریاست جمعیت مبارزه با الکل را به عهده داشت در اعلامیه ای بعد از شکست فرانسه از آلمان در جنگ جهانی اول گفت:
ای فرزندان فرانسه! بزرگترین دشمن شما مسکرات و شراب است. بیش از اینکه با آلمان بجنگید به نبرد با الکل بروید. زیرا خسارت جانی و مالی که از سال ۱۸۷۰ به بعد متوجه فرانسه شده به مراتب بیشتر از خسارات ناشی از جنگ با آلمان بوده است.
کارل گریفور روانشناس معروف می نویسد:
هفده درصد فرزندان معتادین به الکل بیماران روانی را تشکیل می دهند.
پیرلونی، سیاح و نویسنده بزرگ فرانسوی:
چیزی نمانده است که در این باره ادعای مسلمانی کنم، زیرا لب به شراب و مسکرات نیالوده ام.
بنتام، نویسنده انگلیسی در کتاب اصول شرایع می گوید:
از محاسن دین محمدی (صلی الله علیه و آله) این است که تمام مسکرات را حرام کرده است.
ادوارد ویلیام لین در کتاب خود می نویسد:
برخی مطالب در قرآن نام برده شده که در اخلاق و زندگی اجتماعی مسلمانان تاثیر نیکو داشته است. از جمله آنها منع خوردن شراب و هر گونه مسکر می باشد که ضررهای آنها به مراتب بیشتر از منافع آنها بوده است.
ارنست رنان دانشمند بزرگ فرانسوی:
دین اسلام پیروان خویش را از ابتلائات بسیاری نجات داده، از جمله نجات از گرفتاری های زیاد با منع شرابخواری و گوشت خوک و غیره است.
دکتر ملوین در کنگره جهانی مبارزه با الکل:
وی در این کنگره که در نیویورک تشکیل شد گفت: حتا مصرف کم الکل می تواند ضایعات مغزی بسیاری را سبب شود. او افزود: بعضی ها گمان می کنند که اگر فقط در مجالس به اصطلاح لبی تر کنند گرفتار اعتیاد نمی شوند، یا الکل در آنان ضایعات مغزی بوجود نمی آورد. در حالی که تحقیقات وسیعی که در این زمینه شده نشان می دهد که مشروبات الکلی حتا به میزان بسیار کم سبب اختلال در کار سلول های مغزی می شود.
دکتر هانس لوکر نبورگر، روانشناس معروف:
وی در کنگره ای که در شهر مونیخ تشکیل شد گفت: حتا یک جرعه مشروب هم برای رانندگان خطرناک است.
رموس کرنیک:
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پیغمبر اسلام به خطرات الکل توجه داشته و در قرآن نوشیدن آن منع شده و مسلمان حقیقی هم هرگز مشروب نمی نوشد.
نتیجه گیری نهایی:
دانشمندان می گویند یکی از آثار بد الکل حالت روانی و زیاده طلبی است که در اشخاص به وجود می آورد و به طوری که شراب شرابخواری را به سوی این عمل سوق می دهد و چون بدن حالت دفاعی در برابر الکل قبلی می گیرد باید مرتب به آن افزوده شود. بنابر این اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مسائل دیگر یک حالت روانی و زیاده خواهی ایجاد می کند که فرد معتاد هر روز تمایل دارد بر عمل و کاری که به آن عادت کرده بیافزاید.
بر همین اساس اسلام شراب را حتا یک قطره اش را حرام کرده است.
با وجود تمام این تفاسیر هر کس که از قبل مصرف کرده و می خواهد باز هم ادامه بدهد یا کسی که مصرف نکرده و ممکن است خدایی نکرده در آینده به او تعارفی شود باید بداند که پشت این چهره جذاب و شاداور چه خطراتی برای بدن دارد.
منابع :
گناهان کبیره
اولین دانشگاه و آخرین پیامبر
سلاح شیطان
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:38
برخی پیام ها مربوط به تطهیر چهره حکومت پهلوی، چه رضاخان و چه محمدرضاشاه پهلوی است که بنظر می رسد توسط گروه های سلطنت طلب و ضدانقلاب در شبکه ها ی اجتماعی پردازش می شود و با کپی پیست (به عنوان یکی از اعتیادهای مبتلابه کاربران شبکه های اجتماعی) دانسته یا نادانسته توزیع و نشر می شود. و بهرحال تاثیر نامطلوب خود را برجای میگذارد. در این مطلب به برخی از این پیام ها و پاسخ های بسیار آنها اشاره شده است.
به عنوان نمونه، پیام زیر یکی از پیام هایی است که مکررا در این شبکه ها توزیع شده است:
ﺑﻴﺴﺖ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﻬﻢ ﺭﺿﺎ ﺧﺎﻥ ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
١ - ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻳﺮﺍﻥ
٢ - ﺍﺑﺪﺍﻉ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ
٣ - ﺳﺎﺧﺖ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺟﺎﺕ
٤ - ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺮﺯﻫﺎﻯ ﻛﺸﻮﺭ ﻭ ﺑﺮﻗﺮﺍﻯ ﺍﻣﻨﯿﺖ
٥ - ﻳﻚ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﮐﺸﻮﺭﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﺠﺰﯾﻪ
٦ - ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭘﺎﻻﯾﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﻯ ﺟﻬﺎﻥ
٧ - ﭘﺎﻳﻪ ﮔﺬﺍﺭﻯ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﯿﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ
٨ - ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﺎﻣﻞ ﻓﺮﻗﻪ ﺩﺯﺩﻫﺎﯼ ﮔﺮﺩﻧﻪ
٩ - ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ
١٠ - ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻧﻔﺘﻰ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﻩ
١١ -ﺍﺧﺮﺍﺝ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺍﺯ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ
١٢ - ﺁﺯﺍﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺐ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺍﺑﻮﻣﻮﺳﻰ
١٣ - 104 ﺑﺎﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﻛﻪ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﻧﯾﺮﻭﻣﻨﺪﻯ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ، ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﻣﯿﺠﻨﮕﻨﺪ
١٤ - ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﻯ ﺍﺯ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻯ ﺻﻨﻌﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ
١٥ - ﺟﺬﺏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺭﺷﻮ
١٦ - ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﺎﺯﯼ ﺍﺭﺍﮎ ﻭ ﺗﺒﺮﯾﺰ
١٧ - ﺍﻋﻄﺎﻯ ﺣﻖ ﺭﺍﯼ ﺑﻪ ﺯﻧﻬﺎ
١٨ - ﺍﻋﻄﺎﻯ ﺷﻐﻞ ﻫﺎﻯ ﺩﻭﻟﺘﻰ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﺪﻳﺮ، ﻭﺯﯾﺮ ﻭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ
١٩ - ﺭﺍﻳﮕﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ
٢٠ - ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ 10 ﺍﺭﺯ ﺟﻬﺎﻧﻲ .
و اما پاسخ:
برخی خدمات رضاخان به ایران!!!
1.کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و دویست نویسنده و روشنفکر ایرانی
2. تبعید و قتل نقاش بنام ایرانی کمال الملک به جرم استفاده از بورسیه حکومت قاجار برای تحصیل نقاشی
3. قلع وقمع عشایر ایران با سیاست تخته قاپو کردن با کشتار هزاران تن از انها
4. مقاومت نکردن حتی یک روز در برابر لشکر متفقین و تسلیم بی چون و چرای کشور به بیگانگان در جنگ جهانی دوم
5. قتل عام و مجروح شدن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامه ی اجباری شدن کلاه فرنگی برای ایرانیان (کلاه شاپوی فرانسوی)
6. قتل بیش از 24 هزار تن به انحای گوناگون به دست مأموران امنیتی شهربانی رضاخان
7. کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر
8. قتل بیرحمانه معتمدان و نزدیکانش از جمله علی اکبر داور (مبدع ثبت اسناد و ثبت احوال)، تیمورتاش، اسعد بختیاری، نصرت الدوله فیروز و...
9. لغو تبلیغاتی قرارداد استعماری نفتی دارسی و سپس تمدید سی ساله ان با ابروریزی
10. قرارداد تقسیم آب هیرمند با مدیریت انگلیسی ها بین تهران و کابل در 1317و جدا شدن «دشت ناامید» به مساحت سه هزار کیلومتر از ایران و خارج شدن سرچشمه ی هیرمند از دسترس ایران
11. واگذار کردن بخش هایی از خاک ایران به عراق و ترکیه براساس قرارداد سعدآباد
12. قتل و ترور سران ایلیاتی به ویژه بختیاری ها و قشقایی ها پرداخت. قتل 25 تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی
13. شهادت روحانیون بنام ایرانی چون شهید سیدحسن مدرس به جرم مخالفت با فعالیت های ضداسلامی و ضدانسانی رضاخان
اما اشتباهات، دروغ ها و مغالطات پیامک شبهه:
حق رای در زمان محمدرضا در لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی به زنان داده شد. نه زمان رضاشاه. ان حق رای هم فریبی برای به ابتذال کشیدن زنان بود. چون مردان هم حق رای نداشتند چه برسد به زنها
کدام زن در دوره رضاشاه وزیر و وکیل بوده؟ اولین زن، زنی بهایی به نام فرخ رو پارسا در زمان محمدرضاشاه هست. نه رضاشاه
کدام پالایشگاه؟ پالایشگاهی که انگلیسی ها خودشان ساختند و بعد که رفتند حتی لوله های نفتش را هم منفجر کردند؟
نیروهای انگلیسی ایران را در زمان رضاشاه اشغال کردند، نه اینکه اخراج بشن. این انگلیسی ها بودن که رضا را خلع کردند و محمد رضا را نشاندند.
70 درصد بی سوادی در دوره محمدرضاشاه. پس دوره رضاشاه چقدر بوده!
اولین دانشگاه را امیرکبیر ساخت. نه رضاشاه. امیرکبیر دارالفنون را ساخت
کدام راه آهن؟ راه اهن شمال-جنوب که انگلیسی ها برای انتقال لوازم خودشون برای خودشون ساختند و حتی از یک شهر مهم ایران رد نمی شد؟
کدام دادگستری و بیمه و ثبت احوال؟ همان که موسسش یعنی داور را بقتل رساند؟ ضمن اینکه این کار، برای از دست علما خارج کردن حل و فصل محلی دعاوا و شکایات بود.
پیام دوم که در مورد حکومت محمد رضا شاه پهلوی توزیع شده:
ﺳﯽ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﻩ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ !…
ﻣﺮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﺷﮑﻼﺕ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ...
ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﺷﺎﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺳﻮﺍﺭ ﮔﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ !…
ﯾﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻋﻘﻞ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ ﻣَﻤَﺪ ﺩِﻣﺎﻍ ﺩَﺭ ﺭَﻓﺖ !…
ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺭﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﻗﺼﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﻩ !…
ﻋﮑﺲ ﺷﺎﻩ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﻬﻬﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻥ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻦ ﻋﮑﺲ ﺷﺎﻩ
ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺍﻭﻥ ﮐﺎﻏﺬ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ !…
ﻫﺮ ﺩﻻﺭ ﻫﻔﺖ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ !…
ﻭ ﻫﺮ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﮐﻠﯽ ﺭﯾﺎﻝ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ !…
ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ .…
ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺷﺎﻩ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻣَﻤَﺪ ﺩِﻣﺎﻍ ﯾﺎﺩ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ
ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻩ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺎﻣﺮﺯﺩﺵ !…
ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﺒﺎﺭﻩ ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ !…
ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻗﺼﯿﺪﻥ ﺟُﺮﻡ ﺷﺪ !…
ﭘﻮﻟﻬﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪ !…
ﺩﻻﺭ ﺍﻓﺴﺎﺭ ﺑﺮﻳﺪ
ﺑﺮﮐﺖ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ !…
ﺁﺏ ﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﻧﺸﺪ
ﻣﻌﻨﻮﯾﺎﺗﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺭﻓﺖ !…
ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﺒﻮﻧﯿﻢ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻲ ﺗﺪﺑﻴﺮ ..
35 ﺳﺎﻝ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ :
٨٠٠٠ ﭘﺰﺷﻚ ﺑﻴﻜﺎﺭ ،٧ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻴﻜﺎﺭ ،
ﺍﺯﻫﺮ١٠ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ٦ﻃﻼﻕ ،٦ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻣﻌﺘﺎﺩ . ٦٨ % ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ،ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺳﻦ ﻓﺤﺸﺎ ﺑﻪ ١٤ ﺳﺎﻟﮕﻲ ،
ﻓﺮﻭﺵ ﺳﺎﻻﻧﻪ ١٣ ﻫﺰﺍﺭ ﻛﻠﻴﻪ ،٤٢ % ﺯﻳﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ،
26 دی روز فرار شاه از ایران
و اما پاسخ ها:
برخی خدمات (خیانت ها و جنایت های) محمدرضاشاه در ایران:
1. حضور 80 هزار مستشار نظامی و اداری امریکا در ایران که بر همه ارگان های کشورمان سلطه داشتند و کسی بدون اجازه انها آب نمی خورد.
2. اعطای حق مصونیت قضائی (کاپیتولاسیون) به مستشاران امریکایی در سال 1343 و تبعید امام به علت مخالفت با فروش استقلال کشور
3. اعطای جزیره بحرین و دویست جزیره زیبای اطراف آن به اربابان انگلیسی توسط شاه، بحرین که چهاردهمین استان کشور ما بود. (1348)
4. غرق بودن شاه، خواهرانش، همسرش فرح و بقیه اعضای خانواده اش در انواع فسادهای اخلاقی به نحوی که در خاطرات هر کدامشان، به روابط افسارگسیخته دیگری اذعان کرده اند. حتی نحوه آشنایی شاه با فرح، زمانی است که فرح بعلت مشکل مالی برای خودفروشی به نزد اردشیر زاهدی (کارچاق کن شاه در این مسائل) می رود و سپس ملکه و شهبانوی! ایران می شود!
5. هفتاد درصد جمعیت کشور بی سواد در سال 57 دستاورد فرهنگی شاهنشاه در ایران بود!
6. تنها 157 هزار دانشجو از جمعیت 35 میلیونی ایران در سال 57 وضعیت سواد دانشگاهیان زمان شاهنشاه! (یک مقایسه ساده کنید با الان 4 میلیون نفر از جمیت 75 میلیونی ایران، مشغول به تحصیل در دانشگاهند و 92 درصد جامعه ایران باسوادند) (جمعیت دو برابر شده اما تعداد محصلان دانشگاهی 25 برابر) 38% وزرا فراماسون، 24% عضو سیا و 21% عضو ساواک!
7. تبدیل ایران به بازار کالاهای بنجل وارداتی غرب و فقدان کارخانه ها و زیرساخت های اقتصادی خودکفا در کشور
8. تورم شدید با نرخ سالانه 40 تا 50 درصد به همراه فساد و ارتشای سراسری و دزدی بلندپایگان و نابرابری در توزیع درامدها
(tajalli Tehrani, The Causes of Revolution)
9. سن امید به زندگی 50 سال در دوره شاهنشاه و بیش از 73 سال در ایران کنونی.
10. 75% نخبگان سیاسی کشور تنها از 40خانواده نیرومند و کوتاهی دست توده های مردم و نخبگان غیروابسته از مناصب سیاسی و اقتصادی کشور
11. وجود ترسناک ترین و خطرناک ترین سازمان جاسوسی دنیا در دوره شاه (ساواک) و شکنجه و کشتار هزاران بیگناه و یا با کوچکترین مخالفت و یکی از پلیسی ترین حکومت های جهان علیه حقوق بشر
12. حضور بیش از 200 بهائی در بین مقامات ارشد کشور (بطوریکه از کابینه 12 نفری هویدا 9 نفربهائی بودند: از جمله : خود هویدا،صنیعی وزیرجنگ، خسروانی وزیر کار، شاهقلی وزیر بهداری، روحانی وزیر کشاورزی، پارسای وزیر اموزش و پرورش،) عبدالکریم ایادی پزشک مخصوص شاه، ثابتی معاون ساواک
13. تبدیل 800 هزار کشاورز ایران به خرده مالکان بی زمین و وارد کننده کالاهای غربی به ایران با اصلاحات ارضی و سایر سیاست های اقتصادی غربی در کشور و تبدیل ایران از کشور صادرکننده گندم به یکی از بزرگترین واردکننده های گندم در جهان
14. شکل گیری اولین حلبی نشین های ایران در شهرهای بزرگ بخصوص تهران از دهه 1340 به بعد و ایجاد اولین کارتن خوابها در تاریخ ایران
15. ایجاد 3000 فاحشه خانه و کاباره در ایران و ده ها محله فاحشه نشین
16. کشتار بیش از 4000 شهید از مردم بیگناه ایران
17. تامین 65% نفت مورد نیاز رژیم غاصب اسرائیل و حمایت مالی، نظامی و تسلیحاتی از این رژیم در جنگهای مختلف علیه فلسطینیان بخصوص جنگ 1967 و 1973 با وجود تحریم دیگر کشورها.
بله. هیچ گاه دهن کجی شاه و فرحش به ارزش های اسلامی مردم ایران از جمله شرابخواری و رقص علنی آن دو با کارتر رئیس جمهور امریکا و همسرش در محرم سال 56 را فراموش نخواهیم کرد.
بله هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد که آنقدر عقب مانده بودیم که از هندوستان برایمان پزشک می آوردند!
بله. هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد برخی مردم ما چقدر زود فراموش میکنند جنایت ها و خیانت ها را و چه ساده از جهل و فراموشکاری و کم حافظه بودن آنها سواستفاده می شود.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:37
ما در قرآن کریم می خوانیم(هو الله الذی لا اله الا هو؛ او خدایی است که جز او معبودی نیست (حشر/ 23
در عین اینکه از نظر ترکیبات عربی "هو" ضمیر است، باید دانست که اصلا "هو" خودش اسمی از اسم های پروردگار است. اما به چه معنا اسم پروردگار است؟
هر صفتی که صفت کمال باشد و آن را به پروردگار نسبت بدهیم به اسم تبدیل می شود. یعنی وقتی که به صفت و مسمی با یکدیگر عنوان بدهیم و مثلا علم را به ذات نسبت بدهیم که بشود عالم، آن وقت می شود اسم؛ یعنی "علم" صفت است و "عالم" اسم. "قدرت" صفت است و "قادر" اسم. "رحمت" صفت است و "رحمان" و "رحیم" اسم. حال در اینجا وقتی که ما می گوییم "هو" اسم پروردگار است، در این صورت چه چیزی صفت است و چه چیزی اسم؟
آن که صفت است همان غیب مطلق بودن است. غیب مطلق بودن یعنی چه؟ یعنی حقیقتی که احاطه به کنه ذاتش و اطلاع بر کنه ذاتش برای هیچ موجودی امکان پذیر نیست. البته این که معرفت خدا پیدا می شود و معرفت خدا هم خیلی درجات دارد یک مطلب است، مسئله معرفت به کنه ذات یعنی خدا را آنچنان شناختن که دیگر ماورای آن شناختن، شناختنی نباشد، مطلب دیگر که آن مختص به خود ذات پروردگار است. حتی پیامبر اکرم (ص) که عارف اول عالم است باز می گوید: «ما عرفناک حق معرفتک؛ ما تو را آن گونه که حق معرفت و شناخت توست، نشناختیم.»
این جمله همان معنای "هو" است، یعنی تو در مرتبه و درجه ای هستی که هر چه تو برای من "انت" باشی باز در یک درجه ای او "هو" است؛ یعنی برای هیچ بشری امکان اینکه احاطه به ذات پروردگار پیدا کند نیست. به همین دلیل او را می گوید "غیب الغیوب" (غیب همه غیب ها) و آن، آن جهتی است که جز ذات پروردگار هیچ موجودی نمی تواند بر آن دست بیابد و احاطه پیدا کند: «لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک؛ پروردگارا من هر چه تو را ستایش کنم و ثنا بگویم قادر نخواهم بود که تو را آنچنان که شایسته هستی و باید، ثنا بگویم، تو آنچنان هستی که خود، خود را وصف و توصیف می کنی.» پس این، معنی اسم بودن "هو" است.
در کفر بودن یا نبودن هر گفته ای، نیت گوینده و معنایی که گوینده از یک جمله اراده می کند، نقش کلیدی دارد، حال باید دید کسانی که یا هو را می گویند و در عین حال همان هو را مصداق امیر المومنین حساب می کنند، منظورشان چیست.
در گفتگوهای روزمره بهتر است از این جملات استفاده نشود حتی اگر مقصود گوینده کفر امیز نباشد و اگر گفتار و مقصود گوینده به این معنا بر گردد که خدا همان امیر المومنین است که ظاهرا این ذکری است که فرقه علی اللهی می گویند، قطعا کفر است.
کلمه «هو» در اصطلاح عرفاني عبارت است از: « مقام ذات خداوند که شامل همه کمالات وجودي است، عرفا ذات را غيب الغيوب مي نامند.
علامه طباطبايي در ذيل آيه 255 سوره بقره مي فرمايند:
در معناي جمله « الله لا اله الا هو»، ضمير هو به الله برمي گردد که گفتيم ذات شامل همه کمالات است لکن چون در اثر کثرت استعمال، نام خداي تعالي شده، تنها بر ذات دلالت مي کند.
. نکته شايان ذکر اين است که معارف بلند عرفاني را بايد از باورها و عملکرد صوفيه و فرقه هاي دراويش تفکيک کرد. بسياري از کساني که لفظ « هو» را به کار مي برند صرفا لقلقه زبان است و بويي از معناي ژرف آن نبرده اند و معرفت کافي نسبت به آن ندارند
انجام کارهاي عجيب و غريب توسط گروههاي اشاره شده چون خوردن شيشه و ... محصول پرورش توانايي ها و مهارتهايي در خودشان است. آنها با تمرين و انجام برخي از رياضت ها به چنين مهارت هايي دست مي يابند و هيچ ارتباط خاصي با گفتن ذکر کلمه هو ندارد و با اموري چون کرامات اولياي خدا و معجزه امامان و پيامبران تفاوت ماهوي دارد.
شاهد بر اين مطلب اين است که بسياري از ديگر فرقه هاي صوفيه هستند که اين اذکار را مرتب بر زبان تکرار مي کنند ولي فاقد چنين مهارت ها و توانايي هايي هستند.
در ضمن بسياري از اين کارها برخلاف عقل، شريعت و دين است و خداوند از انجام آنها نهي فرموده است چرا که مسير زندگي را به جاي حرکت به سوي تعالي در جهت انحطاط سوق مي دهد و به نوعي سرگرمي باطلي گرفتار مي سازد.
منابع:
http://www.maaref.porsemani.ir
http://www.askdin.com
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:37
- پيغمبر اكرم (ص)فرمود: هيچ مردمى عهدشكن نشدند مگر اينكه دشمن آنها بر آنها مسلّط گرديد و هيچ قومى ظلم نكردند مگر اينكه كشتار در بين آنها زياد شد. و هيچ قومى از پرداخت زكات امتناع نكردند مگر اينكه از آمدن باران ممنوع شدند.
و در ما بين آنها عمل منافى عفّت و فحشاء ظاهر نشد مگر اينكه در ميان آنها مرگ مفاجات شيوع پيدا كرد. و هيچ قومى كم فروشى نكردند مگر اينكه به خشكسالى مبتلا شدند.
ارشاد القلوب - ترجمه طباطبايى صفحه ۲۸۳
2- رسول خدا (ص) در حدیث دیگری می فرماید: هميشه امتم در خوشى و خوبى باشند تا زمانى كه با هم دوستى كنند و بهم هديه دهند و امانت را بپردازند و از حرام دورى كنند و از مهمان پذيرائى كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بدهند، چون انجام ندهند گرفتار قحطى و خشكسالى شوند.
جلد شانزدهم بحار الانوار صفحه ۲۵۱
3- امام باقر (ع) بر اساس کتاب تحف الغقول در صفحه 51 می فرماید: از گناهانی که مانع نزول باران است، کم فروشی است که امیرالمومنین (ع) می فرماید رسول خدا (ص) فرموده است هر زمانی که فروشندگان در یک منطقه کم فروشی کنند، خداوند اهل آنجا را با خشکسالی و کمبود نعمت عذاب می کند
4- آنگونه که در کتاب مستدرک الوسایل آمده است؛ امیرالمومنین (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که ایشان فرمود: مادامی که امت من به پنج ویژگی پایبند باشند، دائما در خیر و برکت به سر می برند اما اگر از هر کدام از آنها فاصله گرفتند به قحطی و خشکسالی دچار خواهد شد.این پنج ویژگی عبارتند از مهرورزی و ایجاد محبت بین یکدیگر، امانتداری، دوری از حرام، میهمان داری و به پا داشتن نماز.
5- از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: مادامی که امت من امر به معروف و نهی از منکر کرده و در تقوا یاور هم باشند در خیر و برکت قرار دارند اما اگر چنین نکردند برکات از آنها جدا شده و در آسمان و زمین هیچکس به یاری آنان نمی آید.
6- ابو حمزه می گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمود: هیچ سالى کم باران تر از سال دیگر نیست و خدا باران را به جایى که خواهد می فرستد، چون مردمى مرتکب گناهان شوند، خداى عزوجل بارانى را که در آن سال براى آنها مقدر فرموده، از آنها بگرداند و آن را برای دیگرانی که گناه نکرده باشند، می فرستد اما اگر منطقه ای یافت نشد که اهل آن با تقوا باشند خداوند باران را به سوى بیابانها و دریاها و کوه ها می فرستد. (کافی/272/2)
7- بر اساس نقلی از تفسیر صافی؛ امام باقر (ع) نیز در حدیثی می فرماید: خداوند به حضرت شعیب (ع) فرمود: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب می کنم که 40 هزار نفر از آنان گناهکار و 60 هزار نفر از افراد دیندار هستند. حضرت شعیب(ع) عرض کرد: خدایا گناهکاران بحثی نیست اما دینداران را چرا عذاب می کنی؟ خداوند فرمود: زیرا آنان نیز با گناهکاران مدارا کرده و در کنار خشم من بر آنها خشم نمی گیرند. (امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند)
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:36
چند وقتی است در شبکه های اجتماعی چنین متنی رد و بدل میشود:
" کوروش بزرگ میگوید:
در سرزمینی که ابرها میگذرند بی آx1b:/x1b.,که ببارند بی شک ظلم عظیمی صورت گرفته است...
امام رضا (ع):
هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران نمیبارد.
میزان الحکمه3 ص 286 "
1. از کوروش بجز لوح مشهور به حقوق بشر، مکتوب خاصی باقی نمانده است؛ لذا سایر موارد از جمله این عبارت فاقد اعتبار است.
2. حدیث منتسب به امام رضا (ع) صحیح می باشد اما با مقدمه کذبی که از طرف کوروش به آن اضافه شده، از آن سو استفاده شده و جهت اغراض سیاسی به کار رفته است !
3. حدیث یاد شده تنها یکی از احادیث و روایات مختلفی است که از امامان معصوم (ع) در خصوص علت خشکسالی به ما رسیده است . اصولا علت خشکسالی و نباریدن باران "ارتکاب گناهان" ذکر شده است.
4. مصادیق این گناهان نیز در متن احادیث به شرح زیر آمده است:
کم فروشی
ندادن زکات
مهرورزی نکردن
عدم ایجاد محبت بین یکدیگر
امانت داری نکردن
دوری نکردن از حرام
مهمان داری نکردن
نماز را به پا نداشتن
امر به معروف و نهی از منکر نکردن
سخن چینی کردن
نفاق
5. با عنایت به موارد یاد شده که متاسفانه بعضا شاهد فراگیری برخی از آنان نیز هستیم، بدیهیست تنظیم کننده شبهه با سوء استفاده از یک حدیث و عدم توجه به سایر احادیث معصومین (ع)، سعی در انتقام کشی سیاسی و تخریب نظام اسلامی داشته است.
6. راه رفع خشکسالی و نزول برکات آسمانی در بیان حضرت علی (ع) استغفار و توبه است:
« از پروردگار خود آمرزش بخواهید، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو می بارد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یارى میدهد و باغستانها و نهرهاى پر آب در اختیار شما مى گذارد. پس رحمت خدا بر آنکس که به استقبال توبه رود و از گناهان خود پوزش طلبد. »
* خطبه 143 نهج البلاغه که به خطبه استسقاء (طلب باران) شهرت دارد.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:36
ماه ربیع الاول از آغازش که یادآور آغاز هجرت پیامبر اکرم(ص) و تداعی کننده جانفشانی امیرالمؤمنین(ع) در لیلة المبیت است تا انتهایش رویدادهایی به وقوع پیوسته است که موجب سرور شیعیان می شود.
ماه ربيع الاول از ماههايي است كه شامل ايام شادي است از جمله مرحوم علامه مجلسي در بحارالأنوار ج : 95 صفحه 352 باب «فضل اليوم التاسع من شهر ربيع الأول و أعماله» روايت جالب و تقريبا طولاني را متذكر مي شوند كه در بخشي از آن چنين آمده است :
... روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام حسن عسکری علیه السلام مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمده اید. چون اجازه گرفتیم و به خدمت آن حضرت رسیدیم.
وَ كَانَ بَيْنَ يَدَيْهِ مِجْمَرَةٌ يُحْرِقُ الْعُودَ فِيهَا بِنَفْسِه : دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته است. و به دست مبارک خود عود در آن مجمره می اندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده... تا آخر روايت.
مناسبت های این ماه:
روز چهارم ماه ربیع الاول سال اول هجری، پیغمبر(ص) از غار ثور پس از گذشت سه روز به قصد هجرت به مدینه خارج می شود.
نهم ربیع الاول، روزی است که شیعیان عصر غیبت به خوبی آن را گرامی می دارند، چرا که سالروز آغاز امامت آخرین ذخیره الهی و نهمین فرزند اباعبدالله الحسین(ع) است.
سالروز ازدواج پیامبر مهربانی ها با حضرت خدیجه نیز در روز دهم ربیع الاول در 15 سال قبل از بعثت واقع شده است.
روز دوازدهم ربیع نیز 3 واقعه خوشایند اتفاق افتاده است، در ابتدا سالروز ورود پیامبر(ص) به شهر مدینه و شادی مردم این شهر و استقبال بی نظیر آن ها از رسول خدا(ص) و ورود ناقه نبی خدا(ص) به خانه ابو ایوب انصارى از برجسته ترین رویداد این روز است.
همچنین انقراض حکومت ظالم و ننگین بنى امیه در سال 132 قمری رخداد مهم 12 ربیع الاول است که به دست ابومسلم مروزی خراسانی اتفاق افتاد که چهاردهمین خلیفه بنى امیه «مروان حمار» در قریه اى از روستاهای مصر توسط او به قتل رسید و دولت بنى امیه بعد از 91 سال و 2 روز که یک هزار و 92 ماه و 2 روز ساقط شد.
هلاکت معتصم بالله عباسی همان کسی که شیعیان زیادی به شهادت رساند و جنایات های بی شماری را مرتکب شد، در سامرا در سال 227 قمری به وقوع پیوست.
و اما روز 14 این ماه دو واقعه مهم رخ داده است که قلوب شیعیان را بسیار خوشحال می سازد، چرا که هلاکت یزید ملعون در سال 64 هجری قمری و خروج مختار ثقفی در سال 66 قمرى به خونخواهی از ثارالله(ع) در این روز اتفاق افتاده است.
آری! در این ماه، رحمت الهی بیش از بیش هویداست، چرا که میلاد برترین انسان ها و شایسته ترین بندگان در آن قرار داد، رحمتی که از ابتدای آفرینش همتایی برای آن یافت نمی شود و این میلاد فرخنده در 17 ربیع اتفاق می افتد که با وجود مولود پر برکت خاندان هاشم، ایوان کسرى به لرزه افتاد، دریاچه ساوه خشکید و آتشکده هزار ساله فارس خاموش شد و آمنه مادر گرامی ختم رسل(ص) صدایى شنید: «بهترین خلق متولد شد، او را محمد نام کن» و هاتفى ندا کرد: «جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا».
هلاکت قوم نمرود به وسیله گزش پشه -از سوی خدا مأمور بودند به حمایت از حضرت ابراهیم(ع) وارد میدان شوند- و جنگ حضرت داود(ع) با جالوت از رخدادهای است که قبل از ظهور اسلام در 18 ربیع الاول به وقوع پیوسته است.
اینک پس از دو ماه که دل هایمان را به عطر حسینی، زینبی، حسنی، نبوی و رضوی معطر کردیم، به استقبال ماهی می رویم که در آن سالروز آغاز امامت حضرت مهدی(عج) را جشن خواهیم گرفت و از خداوند تبارک و تعالی تعجیل در ظهور حجتش را بخواهیم، به امید روزی که بهار ماه ها اتفاق افتد.
نتيجه :
به صورت اجمال در اين كه ماه صفر از ماههاي نحس و غم و ماه ربيع از ماههاي شادي است روايات و مطالبي از بزرگان وارد شده است اما دلالت اين مطالب بر خصوص نقلهايي مانند وعده ي به بهشت و ... تاييد نمي شود.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:35
کلیپ تکذیب دانشمند درباره اهانت به مقام معظم رهبری
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:35

حجت السلام ناصر نقویان، سخنران و استاد دانشگاه، در واکنش به انتشار چند ماه پیش یک فایل صوتی منتسب به وی، بیانیه ای منتشر کرد که متن کامل آن را در ادامه می خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
دست قضا پای انسان را به قضایایی می کشاند که دوست و دشمن را به حیرت وا می دارد! چند ماهی است که دوستانی بیکار و شاید بیمار با همراهی دشمنانی بیدار، دست به کاری زده اند که بحمدالله کاری برای عزیزان مسؤول درست کرده و اینجانب را نیز مدتی از کار و زندگی بیکار کرده اند.
یک کلیپ یک و نیم دقیقه ای از سخنرانی های اینجانب ساخته اند و آن را از حدود سه ساعت سخنرانی در فاصله بین چندین سال صحبت با تقطیع و مونتاژ به هم وصل کرده که با اندکی هوشمندی می توان به این عمل نابخردانه پی برد و به انگیزه کسانی که ساعت ها عمر عزیز را صرف چنین زحمت بیهوده ای نموده اند تاسف خورد و خندید.
این تلاش ناشیانه سبب شد تا این چند سطر را جهت روشن شدن اذهان دوستان مشفقی که بنده را از دور و نزدیک شناخته و بارها مورد تفقد و تلطف قرار داده اند بنگارم.
۱- تا جایی که این بنده اطلاع دارد چنین قطعه صوتی فاقد ارزش حقوقی و قضایی می باشد و بر عکس، سازندگان و انتشار دهندگان آن مجرم بوده و قابل پیگرد قانونی هستند که از مسؤولان دلسوز و محترم درخواست پیگیری جدی دارم تا چنین اعمال زشت و شنیعی در جامعه اسلامی شاید برای همیشه ریشه کن گردد.
۲- اینجانب همان گونه که بارها و به ویژه در رسانه ها و موقعیت های حساس تاکید کرده ام به عنوان سرباز و طلبه کوچکی در خدمت نظام و رهبری معظم بوده و هستم.
۳- این طلبه گاهی در نحوه اداره کشور زبان به شکوه گشوده است که در ایام تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری به صورت شدیدتر و گسترده تر از رسانه ها پخش شد تا جایی که شاید رهبری معظم نیز به پاره ای از اظهارات آقایان رضایت نداشتند.
۴- طالبان حقیقت را ارجاع می دهم به سخنرانی اینجانب در پنجم محرم گذشته در حسینیه جماران که با صراحت عرض کردم «حاضرم بیست سال از عمرم را با یک روز از عمر شریف رهبری عوض کنم» چرا که بودن یا نبودن امثال بنده دردی را از جامعه دعوا نخواهد کرد اما به رهبری که ستون خیمه نظام است اگر خدشه ای وارد شود به هستی نظام لطمات جبران ناپذیری وارد خواهد شد که متن آن عرایض در سایت های متعددی موجود است.
۵- گله از دوستانی لازم است که چطور از عرایض صریح و شفاف بنده که حدود ۱۰ سال از معدود افرادی بودم که در محضر رهبر معظم انقلاب در مناسبت های مختلف سخنرانی کرده ام و بارها از طرف ایشان و شخصیت های حاضر در آن جلسه مورد تشویق قرار گرفته ام، چشم پوشیده و به یک قطعه مونتاژ و تقطیع شده استناد جسته اند. زهی مروت و تقوی!!
۶- چه عمل صالح و کار نیکویی بود اگر دوستان به خود زحمت می دادند و این دو یا سه نوار سخنرانی را که جمعا کمتر از سه ساعت وقت عزیزان را می گرفت استماع می فرمودند تا معلوم شود در قسمت ابتدایی که گفته ام:«بنده برای سخنرانی در بیت رهبری لب و لوچه ام آب نمی افتد» در چه موضوعی و با چه زمینه ای و در جواب چه عزیزی و چرا این جمله را گفته ام و در کنار آن که عرض کرده ام:«بنده البته دست رهبر عزیز را می بوسم ولی برای قول و قرارهایی که بیش از شش ماه قبل وعده کرده ام بیشتر ارزش قائلم چرا که شهادت اباعبدالله(ع) هم به خاطر بدقولی مردم کوفه بوده که حقیر نمی توانم پا بر سر قولی که از قبل وعده داده شده، گذاشته تا در محضر رهبر معظم انقلاب سخنرانی کنم که حتی خود ایشان هم این کار را عملی ناشایست می دانند.» که این جملات را تماما حذف و فقط آن جمله که مقصود ناشایست آقایان با آن تامین می شد را در کلیپ آورده اند که چنین خبط و خطایی را با آیات شریفه قرآن نیز می شود انجام داد!
در ضمن آن بخشی که کلمه «آقا» چند بار در آن تکرار شده مربوط به اشخاص دیگر و در جای دیگری بیان گردیده است که آن را به اینجا چسبانده و منظور شیطانی خود را از آن به مخاطبین القا نمودند.
۷- اگر بنده هم همانند بعضی از افراد زودرنج، از کوره در رفته و به خاطر تعطیل نمودن چند سخنرانی در شهرهای مختلف که با تهدید آقایانی از مراکز گوناگون و نهادهایی که دوستان دیروز و امروزاند کار را به قوه قضاییه می کشاندم و برای دفاع از حقوق پایمال شده، دست به تبلیغات رسانه ای پر سر و صدا می زدم که هم دشمنان خوشحال و هم دوستان ملول و نگران می شدند، کار عاقلانه ای به حساب می آمد؟! که اگر چه مکررا از ناحیه دوستان دلسوز تشویق به این کار شدم اما کار خود را به خدای مهربان و روز بازخواست الهی واگذار نمودم که:
کار خود ار به خدا باز گذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
۸- در پایان نصیحتی از سر شفقت و وظیفه مندی به دوستانی دارم که خود را مدافع حریم رهبری و انقلاب و نظام می دانند:
الف) همانگونه که امام راحل (ره) فرمودند:«آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» یعنی اگر قرار است خدای ناکرده بلایی بر سر این انقلاب خونین بیاید با دست خودی ها خواهد آمد، آن هم به تعبیر رهبر حکیم و فرزانه، با بی بصیرتی و نادانی و از سر غیرت های نابجا و طرد دوستان دلسوز و جذب نامحرمان ریاکار و متظاهر. همانطور که رهبر معظم انقلاب هم در اوج روزهای فتنه در نماز جمعه فرمودند:«روش ما جذب حداکثری و دفع حداقلی است» که باید از این دوستان غیور پرسید آیا تاکنون به عدد انگشتان دست افرادی را جذب اسلام و انقلاب کرده اند یا فقط در طرد و دفع کارآمد بوده و رکورددار هستند؟!
ب) اگر به اندک بهانه ای افراد را از جرگه انقلاب و انقلابیون خارج کردیم و هر روز بر تعداد از خط رفته گان بیفزاییم و در بوق و کرنا و با تبلیغات پر سر و صدا همگان را نیز با خبر کنیم که فلان آقا و فلان طلبه و فلان آیت الله و فلان مرجع و فلان رزمنده هم با انقلاب و رهبری زاویه پیدا کرده و در لیست مخالفان در آمده اند آیا این کار به نفع نظام و رهبری معظم خواهد بود؟ آیا برای مردم و افکار عمومی سوال و شبهه ای پیش نخواهد آمد که چرا هر روز یک نفر از جمع هواداران نظام خارج می شوند؟!
چو پرده دار به تیغ می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
والسلام
ناصر نقویان
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1394 ساعت: 10:35

به گزارش خبرگزاري فارس مدتي است كه پخش نشدن دعاي ربنا با صداي محمدرضا شجريان از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و در لحظات افطار به دغدغه اول و سوژه داغ برخي رسانه ها مبدل شده است. اگر نگاهي گذرا به تيترهاي خبري اين رسانه ها بيندازيم خواهيم ديد ده ها تحليل و تفسير و يادداشت در چرايي پخش نشدن ربنا نوشته اند و يادداشت هاي رنگارنگ فراواني در تعريف و تمجيد از اين خواننده موسيقي سنتي بيان كرده اند و به نوعي از رسانه ملي خواسته اند اين اثر را در شبكه هاي راديو و تلويزيون براي مردم پخش كند، اما در لابه لاي تمامي يادداشت هاي نوشته شده نكته اي كه پنهان مانده و يا نويسندگان سعي در پنهان نمودن اصل ماجرا داشته اند، دلايل اصلي پخش نشدن صداي شجريان است كه در گزارش تحليلي پيش رو به واكاوي اين موضوع خواهيم پرداخت. *در اردوگاه دشمنان تابلودار در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري سال 1388، محمدرضا شجريان به عنوان خواننده اي مطرح شكوه و شكايت خود را به دامان بيگانگان برد و با مصاحبه هاي متعددي كه با شبكه هاي بيگانه انجام داد، خود را كاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوري اسلامي قرار داد. مصاحبه هاي شجريان با بي بي سي فارسي، صداي آمريكا، سي ان ان، تلويزيون استراليا و ... به خوبي نشان داد كه شجريان هيچگونه اعتقادي به مباني اصلي نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از خواست و اراده عمومي ملت ايران است ندارد، به گونه اي كه در مصاحبه تيرماه سال 1388 با شبكه بي بي سي فارسي به نوعي مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاكي هاي فراواني را نثار شخص رييس جمهور قانوني مردم ايران كرد. وي در مصاحبه ديگر با همان شبكه كشور بريتانيا اين بار نه رييس جمهور بلكه مستقيما حضرت امام خميني (ره) آن يار سفر كرده را در تيررس سخنان نسنجيده خود قرار داد و از اين كه صدايش بر تصاوير پياده شدن امام راحل از هواپيما در سال 1357 از تلويزيون پخش مي شود به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه من اين آهنگ را براي ايشان نخواندهام! با مروري بر سخنان شجريان با رسانه هاي ضدانقلاب و مخالف جمهوري اسلامي شايد بهتر بتوان به عمق تفكر ضدانقلابي اين خواننده موسيقي سنتي پي برد. شجريان در سال 1388، روز 15 شهريور ساعت 20 به وقت تهران در گفت وگوي مستقيم با شبكه تلويزيوني صداي آمريكا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا اين انتخابات نبايد نتيجه اش به اين شكل درمي آمد. من فكر نمي كنم اينها بعد از اين بتوانند مملكت را اداره كنند، فقط مي توانند كنترل كنند و كار ديگري نمي توانند بكنند!» شجريان در همين مصاحبه در پاسخ به سؤال يكي از بينندگان صداي آمريكا كه از او پرسيد آيا اگر در تهران هم بوديد حاضر به انجام با صداي آمريكا مي شديد، مي گويد: «بله، اگر در تهران هم بودم اين مصاحبه را مي پذيرفتم.» مجري برنامه رضا فرهودي هم با زيركي تمام در لابه لاي سؤالات هنري و موسيقي، مسايل سياسي را نيز مطرح مي كرد كه به گفته كارشناسان، صداي آمريكا بهترين بهره برداري را از شجريان در راستاي مقاصد ضد ايراني خود برد. مصاحبه شجريان با صداي آمريكا نشان داد كه اين خواننده كه قرار است متعلق به همه مردم باشد اينك از يك طرف به عروسك خيمه شب بازي دشمنان نظام و انقلاب اسلامي مبدل شده و از طرف ديگر به تريبوني براي مقاصد آشوب طلبان بدل گرديده است. اما اين همه ماجراي شجريان نبود، بلكه او راه جديدي را آغاز كرد كه مصاحبه با بي بي سي، سي ان ان و شبكه تلويزيوني استراليا به نوعي چهره پنهاني خود را به خوبي نشان داد. * شجريان: هراسي از زندان ندارم مصاحبه شجريان با بي بي سي فارسي و در برنامه مستند «پژواك روزگار» لايه هاي انحرافي ديگري از افكار وي را براي همگان مشخص كرد. وي كه در پژواك روزگار با صادق صبا، عامل صهيونيستي در شبكه تلويزيوني استعمار پير گفت وگو مي كرد كاملا نشان داد كه هيچگونه اعتقادي به انقلاب اسلامي و نظام اسلامي ايران كه برآمده از خواست و اراده ملت بزرگ كشورمان است ندارد. انقلابي كه در به ثمر رسيدن آن هزاران هزار خون پاك جوانان به پاي آن ريخته شد و جنگ تحميلي هشت ساله و رشادت هاي متعدد مردم در ايستادگي هاي نهال انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) را پشت سر خود دارد. اين مصاحبه كه روز يكشنبه بيست وششم ارديبهشت ماه سال جاري 1389 از شبكه بي بي سي فارس پخش شد شجريان را چهره اي ضدانقلاب و مخالف صددرصد جمهوري اسلامي نشان داد. بخشي از سخنان شجريان با بي بي سي فارسي را بخوانيد: «حقيقتش من از اولش هم انقلابي نبودم ولي دور و بر من همه اش افرادي بودند كه گرايش سياسي و چپي داشتند و مجبور بودم توي آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سياسي حرف مي زدند». شجريان در اعتراض به پخش تصوير مبارك امام خميني (ره) بر روي تصنيف «ايران اي سراي اميد» به بيبيسي فارس مي گويد: «آن آهنگ يك حالت رستاخيزي را در جامعه نشان مي دهد اما ديدم كه اينها روي اين آهنگ تصوير آقاي خميني را نشان مي دهند كه دارد از پله هاي هواپيما پايين مي آيد، خوب، من اين آهنگ را براي ايشان نخواندم كه! و ديدم كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد از آهنگ هاي من سوءاستفاده اينجوري مي كنند. شجريان در بيان گوشه ديگري از اعتقادات خود به حكومت اسلامي ايران در پاسخ به سؤال خبرنگار بي بي سي درباره دلايل اجراي اثر «بيداد» كه در سال 1361 اجرا شده، مي گويد: «بعد از چهار سال از به ثمر رسيدن انقلاب ديدم كه قول هايي كه داده شد كو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم ياري اندر كس نمي بينم ياران را چه شد» شجريان در ادامه همين مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رييس بخش فارسي بي بي سي كه از او مي پرسد اصولا نگران نيستيد كه حكومت ايران بخواهد با شما برخورد كند يا شما را بازداشت كنند، مي گويد: «نه، چه برخوردي بكنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسي نيست!» شجريان در همان مصاحبه مدعي مي شود كه در جامعه ايران يك خشم فرو خورده عليه جمهوري اسلامي وجود دارد و معقتد است كه مردم و حكومت در برابر يكديگر ايستاده اند. با اين حال اگر محمدرضا شجريان و مواضع سياسي او تا قبل از اين مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب مي شد، اما اظهارات صريح و بي پرده او در مستند پژواك روزگار در بي بي سي فارسي به خوبي نشان داد كه مشكل ايشان فقط روي كار آمدن دولت دكتر محمود احمدي نژاد نيست بلكه او از ابتدا نيز با اصل جمهوري اسلامي و نظام ولايت فقيه مخالف بوده و در اين مدت شايد فرصت اعلام مواضع صريح خود را نيافته است. البته تناقض گويي هاي فراواني هم در نظرات شجريان در اين برنامه وجود دارد. محمدرضا شجريان در گفت وگو با بي بي سي توضيح مي دهد كه در زندگي اش هيچ گاه گرايش سياسي خاصي نداشته ولي مي گويد كه هميشه با خواسته هاي مردم براي آزادي و دموكراسي هم سو بوده است، يعني از يك طرف خود را خارج از چارچوب هاي تعريف شده سياسي به حساب مي آورد و از طرف ديگر تندترين انتقادات خود را به رئيس جمهور و نظام جمهوري اسلامي بيان مي كند. * گريه شجريان پشت دوربين شيطان بزرگ محمدرضا شجريان با درآميختن هنر موسيقي سنتي و آواز با سياست آن هم از نوع اپوزيسيون خارج نشين ضدانقلاب به ريزش هواداران خود دامن زد، به گونه اي كه گفته مي شود خيل عظيمي از طرفداران خود را با مواضع ضدانقلابي از دست داده است. محمدرضا شجريان در روز يكشنبه بيست وسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بيست ودوم خرداد سالگرد شكست فتنه گران از ملت ايران، اين بار با شبكه تلويزيوني سي ان ان به گفت وگو پرداخت و در جلوي دوربين تلويزيون شيطان بزرگ گريه كرد و عليه جمهوري اسلامي ايران مواضع تندتري اتخاذ نمود. شجريان به سي ان ان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتي يك هفته يا يك روز هم احساس شادي نكردم!» وي با سياه نمايي از وضعيت داخلي ايران مردم را اقشاري بدبخت و بيچاره ترسيم كرد كه گرفتار رژيم ديكتاتوري شده اند. شجريان به سي ان ان گفت: «من هر جاي دنيا كه مي روم و مي بينم كه مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولي در كشور خودم وقتي مي بينم يك زن بدون پشتيبان در كنار خيابان مجبور به سيگارفروشي است ... من اين صحنه ها را نمي توانم ببينم.... (و اشك شجريان جاري مي شود.) شجريان در گفت وگو با سي ان ان، هنر را ابزاري سياسي عليه حكومت ها و خصوصا جمهوري اسلامي ايران مي داند و مي گويد: «هنر در ذات خود يك نوع اعتراضه، براي همين حكومت ها، وقتي هنر پا به عرصه تقابل مي گذاره از اون وحشت دارند و مي ترسند!...» * شجريان در تلويزيون استراليا: بايد دين از سياست جدا شود! دامنه مصاحبه هاي شجريان با رسانه هاي ضد انقلاب هر روز وسيع تر و گسترده تر مي شود تا جايي كه پاي جناب شجريان حتي به شبكه اس.بي.اس استراليا هم باز شد و اين بار استاد آواز ايران پا را از سياست هم فراتر نهاد و مستقيما دين ملت مسلمان ايران را نشانه گرفت و خواستار جدايي دين از سياست شد. همان شعاري كه سال هاي سال است دشمنان بيروني و برخي فريب خوردگان داخلي آن را تكرار مي كنند. شجريان در تلويزيون استراليا گفت: «30 سالي است كه مذهب در سياست وارد شده و حكومت را به دست گرفته و نتيجه بسيار بدي داشته است! و همه! به اين باور رسيده اند كه بايد دين و مذهب از سياست جدا شود...» شجريان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه تلويزيوني اس. بي. اس استراليا درباره اين كه با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه هاي سياسي خود آيا قصد دارد با اين كارها با جمهوري اسلامي دهن كجي كند، مي گويد: «آن ها راه خودشان را مي روند و مي گويند قوانين الهي است و قابل تعويض نيست ... آنها كار خودشان را مي كنند و ما هم كار خودمان را مي كنيم.» ديدگاه ها و اظهارنظرهاي محمدرضا شجريان عليه دين و مذهب و نظام جمهوري اسلامي و رييس جمهور قانوني در رسانه هاي ضد انقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش مي شد كه گويي شجريان هنر خود را مديون غربي ها است. اين در حالي است كه كه اگر زندگي شجريان از آغاز تاكنون را مرور كنيم خواهيم ديد كه در سال هاي آغازين انقلاب اسلامي سال 1357 او در يك منزل استيجاري در يكي از نقاط تهران زندگي مي كرد. طبق گفته خودش در گفت وگو با بي بي سي فارسي، برنامه مستند پژواك روزگار - اما اينك او به عنوان يكي از مردان ثروتمند ايراني محسوب مي شود. كارشناسان امور فرهنگي و هنري معتقدند كه شجريان تمامي ثروت هاي هنري و مادي و معنوي خود را مديون انقلاب اسلامي است، چرا كه با وقوع انقلاب 1357 بساط بسياري از خوانندگان كوچه بازاري و سنتي برچيده شده و در واقع ميدان فعاليت به دست شجريان و يكي دو نفر ديگر افتاد و صدا و سيما نيز در معرفي او به مردم نقشي به سزا ايفا كرد. * ربناي شجريان چرا پخش شود؟ با سيري كه در مواضع يكسال و نيم اخير محمدرضا شجريان داشتيم و بخش هايي از گفت وگو ها و ديدگاه هاي صريح وي درباره سياست و مذهب را بيان كرديم، حال جاي اين سؤال اساسي باقي است، فردي كه هيچگونه اعتقادي به نظام جمهوري اسلامي ندارد چرا و به چه دليلي بايد صداي او از رسانه ملي پخش شود؟ شجرياني كه با مواضع ضد انقلابي خود به نوعي وطن فروشي را در رسانه هاي جهان بعينه به نمايش گذاشت و در هر كشوري و در هر رسانه اي طبل رسوايي جمهوري اسلامي را بهزعم خويش نواخت و حتي اوج بياعتقادي خود را به امام امت، آن مراد ملت ايران نشان داد، چه ضرورتي دارد كه صداي چنين فردي كه با صراحت به باورهاي اعتقادي مردم ايران تاخته است، اينك در پاي سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستي چرا بايد ملت ايران با صداي فردي كه به ارزش هاي آنها خيانت و توهين كرده است، روزه خود را افطار كنند؟ در يكي از يادداشت هايي كه چند روز پيش در يك روزنامه مدعي اصلاح طلبي به چاپ رسيده بود، نويسنده ميان هنر شجريان و مواضع سياسي او تمايز قايل شده بود و خواسته بود كه مسئولان اين دو مقوله را با هم مخلوط نكنند! اين در حالي است كه جناب شجريان اين دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط كرده كه اينك به هيچ عنوان نمي توان ميان آنها نقطه تمايزي قايل شد. مگر مي شود صداي ربناي شجريان آن هم در لحظه افطار را شنيد اما به ياد انتقاد او به پخش تصوير امام خميني (ره) بر روي آهنگ هايش نيفتاد؟ مگر مي شود پس از يك روز روزه داري، در لحظه افطاري صداي شجريان را بشنويد اما ياد مواضع ضدانقلابي او شما را آزار ندهد؟ بر همين اساس با صراحت تمام مي توان اذعان كرد كه امروز افرادي خواستار پخش صداي ربناي شجريان از صدا و سيماي جمهوري اسلامي هستند كه كمترين اعتقادي به نظام و انقلاب اسلامي ندارند چرا كه اگر كمترين دلبستگي به جمهوري اسلامي در هر فردي وجود داشته باشد بدون شك تحمل شنيدن صداي شجريان آن هم در لحظه افطار را ندارد و اميدواريم كه رسانه ملي، همچنان كه تاكنون اين صدا را پخش نكرده همچنان بر اين موضع خود استوار و پا برجا بماند.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:32


برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:32
به گزارش باشگاه خبرنگاران،«عدي بن حاتم» يكي از كبار صحابه و از علاقه مندان مولاي متقيان است. اين مرد در اواخر عمر رسول خدا(ص) اسلام آورد و اسلامش نيكو شد. در زمان خلافت علي(ع) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش به نام طريف و طرفه و طارف در ركاب آن حضرت در صفين شهيد شدند.
عدي، بعد از شهادت مولاعلي(ع) و استقرار خلافت معاويه، روزي بر معاويه وارد شد. معاويه براي اينكه با يادآوري داغ فرزندان «عدي» او را وادار كند كه درباره علي عليه السلام مطابق ميل معاويه حرفي بزند به او گفت: «پسرانت طرفه و طريف و طارف چه شدند» عدي با كمال متانت و خونسردي گفت؛ «در صفين پيشاپيش علي شهيد شدند.» و مخصوصا كلمه «پيشاپيش علي» را افزود تا رضايت و افتخار خود را برساند.
معاويه گفت: «علي درباره تو انصاف را رعايت نكرد كه پسران تو را پيشاپيش جبهه فرستاد تا كشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگهداشت كه زنده ماندند.»
عدي گفت: «شايد من درباره علي انصاف را رعايت نكردم كه او كشته شد و من زنده ماندم.»
معاويه ديد از نقشه خود نتيجه نمي گيرد، پس لحن خود را عوض كرد و گفت: «اوصاف علي را براي من بگو.» عدي گفت: «مرا معذور بدار.»
معاويه گفت ممكن نيست. عدي گفت: «به خدا قسم علي ژرف نظر و نيرومند بود. به عدالت سخن مي گفت و با قاطعيت فيصله مي داد. علم و حكمت از اطرافش مي جوشيد. از زرق و برق دنيا متنفر و با شب و تنهايي در آن مأنوس بود. زياد اشك مي ريخت و بسيار فكر مي كرد. در خلوت از نفس خود حساب مي كشيد و بر گذشته دست ندامت مي سود. لباس كوتاه و زندگي فقيرانه را مي پسنديد.

در ميان ما كه بود، مانند يكي از ما بود. اگر چيزي از او مي خواستيم، مي پذيرفت و اگر به حضورش مي رفتيم، ما را نزديك خود مي برد و از ما فاصله نمي گرفت. با اين همه آنقدر با هيبت بود كه در حضورش جرئت تكلم نداشتيم و آنقدر عظمت داشت كه چشم ها را به طرفش بلند نمي كرديم.
وقتي كه لبخند مي زد، دندان هايش مانند يك رشته مرواريد به نظر مي آمد. اهل ديانت و تقوا را احترام مي كرد و نسبت به بينوايان، مهر مي ورزيد. نه نيرومند از او بيم داشت و نه ناتوان از عدالتش نوميد مي شد.
به خدا قسم يك شب به چشم خود ديدم كه در محراب عبادت ايستاده بود، درحالي كه شب، تاريكي خود را همه جا كشيده بود. اشك هايش بر محاسنش مي غلتيد. مانند مارگزيده به خود مي پيچيد و مانند مصيبت ديده ها مي گريست.
الآن گويا كه آوازش را با گوشم مي شنوم كه مي گفت: «اي دنيا، آيا متعرض من شده اي و به من رو آورده اي برو و ديگري را بفريب. وقت تو نرسيده است. من تو را سه طلاقه كرده ام و رجوعي در كار نيست. لذت تو ناچيز و اهميت تو اندك است. آه، آه! از توشه اندك و سفر طولاني و انيس كم.»
سخن عدي كه به اينجا رسيد، اشك معاويه سرازير شد. شروع به گريستن كرد و اشك هايش را با آستين پاك نمود. آنگاه گفت: «خداوند رحمت كند علي را. همين طور بود كه گفتي. اكنون بگو حالت تو در فراق او چگونه است» عدي گفت: «مانند زني كه فرزندش را در دامنش سر بريده باشند.»
معاويه گفت: «آيا هيچ فراموشش مي كني.»
عدي پاسخ داد: «مگر روزگار مي گذارد كه فراموشش كنم»!
... آري علي عليه السلام، آن عصاره تقوا و جهاد، شخصيتي به وسعت تاريخ و پهناوري جهان دارد و هرچه از او بگوئيم، باز هم قطره اي از درياي وجود او نخواهد شد، حتي اگر ساليان سال به مرور، و تكرار گفته ها و رفتار او بپردازيم.
اما اگر نمي توان چون علي بود، مي توان او را پشتوانه خود قرار داد، به او نزديك شد، دستور العمل هاي حيات بخش و شگرف او را شنيد، شاگرد مكتب و پاسدار حرمت حريت او بود، هدفش را پي گرفت و دل به راهش سپرد و به فرموده مقام معظم رهبري: «علي بن ابيطالب(ع) هم داراي شخصيت فردي به عنوان يك مسلمان و يك انسان است، هم به عنوان يك شهروند در جامعه اسلامي و هم به عنوان يك حاكم، يك سياستمدار، يك تدبيركننده امور و يك مجاهد في سبيل الله مطرح است. او از همه اين جهات قابل تأسي است.
ما به تأسي و پيروي كردن از اميرالمومنين احتياج داريم... تقواي اميرالمومنين و پارسايي و نزديكي و دلسوزي او نسبت به قشرهاي ضعيف و محروم، كاركرد درخشان او براي خدا، استقامت و خستگي ناپذيري او در راه هدف هاي متعالي، هر كدام سر فصلي است كه مسئولان مختلف مي توانند خود و مجموعه زيرنظر خودشان را در جهت اينها و يا لااقل در جهت يكي از اين سرفصل ها توجيه كنند و به حركت و تلاش وادارند... آنچه مهم است علي وار شدن يا اگر اين را براي خودمان مبالغه آميز بدانيم، حركت به سوي علي وار شدن است.»
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:31

چند وقتی است که نتایج انتخابات اعلام شده ولی به تبعیت از مولایمان صبر کردیم تا آبها از آسیاب بیفتد .
بله کاندید مورد نظر ما رای نیاورد. ولی ما اهل اردو کشی خیابانی نیستیم. ما اهل جرزنی و تلخ کردن شادی ها به کام هموطنان نیستیم. ما اهل جارو جنجال تهمت و نامه پراکنی نیستیم. ما اهل سکوت بی مورد هم نیستیم.
ما مثل کسانی نیستیم که قبل از اعلام نتایج به هم تبریک بگویند و وقتی در سال 88 انچه میخواستند نشد ادعای تقلب کردند.
و حال که در سال92 (نصفه نیمه) پیروز شدند شادمانه بیانیه دادند که:««ایران دموکرات ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه ای نمی توانند به آن وارد کنند.»»
آقایانی که انقلاب را ارثیه خود می دانید تا کی برخورد دوگانه؟؟؟؟
ناز شصت کاندید هایی که پس از عدم پیروزی در انتخابات با روی گشاده به دیدار رقیببشان که منتخب ملت شده رفتند و به او تبریک گفتند.که غیر از این هم از پیروان ولایت انتظار نمی رفت.
ماهم مثل ملت بزرگ و رهبر عزیزمان مسروریم و به رییس جمهور منتخب تبریک میگوییم و به 7 نامزد دیگر هم خداقوت میگوییم که سهم مهمی در حماسه سیاسی داشتند.
ماهم از این که دلار و سکه پایین آمده خرسندیم به شرط اینکه کار دلال های وابسته به خاندان هزار فامیل نباشد.
ماهم از نامه ها و پیام های گسترده تبریک از سمت بلوک غرب خرسندیم به شرطی که به نیت گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی نباشد.
ما از بازگشایی خانه سینما استقبال می کنیم به شرطیکه دوباره تریبون ضد انقلاب نشود.
ما همکاری زود هنگام دولت منتخب و مجلس را به فال نیک میگیریم به شرطی که هدف تبانی و از بین بردن آثار و خدمات مثبت دولت قبل نباشد.
و اما این «ما» در سطرهای فوق، کسانی هستند قلبشان برای اسلام و انقلاب می تپد.
و در اخر توصیه ای برادرانه به رییس جمهور منتخب البته اگر قیل و قال زیباکلام ها و مطهری ها و افراطیونی از این قبیل بگذارند صدایمان به گوش او برسد:
ومن الله توفیق
م. م. متقی
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:29
اندیشمندان و رهبران سیاسی زیادی در زمان حیات و پس از ممات ایشان اظهار نظرهایی در وصف امام خمینی (س) کرده اند که برخی از آن ها به اختصار به شرح ذیل است:
|
|
||
|
نام شخصیت |
عنوان |
اظهار نظر |
|
نلسون ماندلا |
رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی و قهرمان مبارزه با نژاد پرستی آپارتاید |
امام خمینی (س) فرزند مشهور اسلام بود. او در امر نشان دادن راه درست به نسل های حاضر و آینده مسلمانان سهم به سزایی داشته است. |
|
راشد الغنوشی |
رهبر جنبش اسلامی النهضه تونس |
شخصیت امام خمینی (س) به مثابه رهبری عقیدتی ، سیاسی و انقلابی که رنج همه ی زحمت کشان را به دوش دارد ، جلوه می کند که در واقع تبلور آمال و آرزوهای همه ی ملت است و آنها را در مسیری روشن و درست هدایت می کند. |
|
فهمی هویدی |
اندیشمند بزرگ جهان عرب |
امام خمینی (س) پیروزی مستضعفین و پیشرفت مهم موازع اسلامی را در جهان معاصر محقق ساختند. گفته های ایشان ثابت نمود که دین عنصری فعال و موثر در بر انگیختن ملت هاست. برخلاف کسانی که مدعی بودند که دین عنصری است برای افیون ملل و عامل خمودی و سستی آن ها. |
|
دکتر حسن البناء |
رهبر وقت اخوان المسلمین
|
حضرت امام خمینی (س) اندیشمندی است که هزاره ی دوم میلادی را به پایان برد و پیوسته پرتو افکار نورانی اش بر فراز هزاره ی سوم خواهد درخشید . اندیشمندی که خاستگاه تفکرش اسلام ناب و اندیشه های اصولی بوده و در بردارنده ی گرایش هایی است که همان میراث اهل بیت (ع) است. |
|
الوین تافلر |
اندیشمند و نظریه پردازی مشهور آمریکایی |
امام خمینی (س) با استفاده از نیروی مذهب، بخش قابل توجهی از قدرتی که مدت ها در انحصار دولت ها بود در کنترل گرفت. وقتی امام خمینی (س) فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کردند در واقع برای حکومت های دنیا پیامی تاریخی فرستاد که بسیاری از دریافت و تحلیل آن عاجز ماندند و مظنون واقعی پیام امام (س) چیزی نبود مگر فرا رسیدن عصری جدید از حاکمیت جهانی ، که غربی ها باید آن را با دقت مورد نظر و بررسی قرار دهند زیرا امام خمینی (س) نخبه ای است که حرکتی را شروع کرده است و در ادامه حرکتش قلمرو اندیشه های بشری ، هم جایگاه حکومت های دولتی و هم اقتدار دولت های ملی و محلی را تغییر می دهد. |
|
احمد شیخ زهیر |
امام جماعت مسجد شهر بوستون آمریکا |
امام خمینی (س) در قلب ماست و همه او را عاشقانه دوست دارند. |
|
علی حسن مووینی |
رئیس جمهور وقت تانزانیا |
امام خمینی (س) رهبر انقلاب اسلامی ایران در زمان ما به پیروزی مظلومین علیه ظالمین کمک به سزایی کرد. این انقلاب نیروی خود را مصروف مبارزه برای آزادی آفریقا از استعمار و نیز مبارزه ی جهانی علیه ظلم و استثمار نمود. |
|
راجیو گاندی |
نخست وزیر فقید هند |
با رحلت امام خمینی (س) جهان یک رهبر روحانی و انقلابی عظیم و دارای دید وسیع را از دست داده است. |
|
امام بخاری |
رهبر مسلمانان هند |
امام خمینی ( س) مردی مومن ، مجتهد ، تاریخ ساز در سده اخیر بود ، مرد مجاهدی که نظیر او در صد سال اخیر وجود نداشته است. امام خمینی (س) چنان ذخیره ای در دنیا باقی گذاشت که صدها سال زبانزد همه خواهد بود. |
|
عمر کرامی |
نخست وزیر اسبق لبنان |
بیداری اسلامی در جهان مرهون قیام امام خمینی (س) است. |
|
اسقف کاپوچی |
اسقف بیت المقدس |
امام خمینی (س) فقط متعلق به ایران نیست . تمام محرومان دنیا چه مسلمان و چه غیر مسلمان او را نجات دهنده ی خود می دانند. |
|
دکتر رمضان عبدا... |
دبیر کل جنبش جهاداسلامی فلسطین |
امام خمینی (س) الگوی والای بشریت برای رسیدن به عزت ، کرامت و سربلندی است و باید سیره ی امام راحل برای امت اسلامی بازگو شود تا این امت راه درست زندگی کردن را در پیش گیرد. امام (س) برای امت اسلامی بازگو شود تا این امت راه درست زندگی کردن را در پیش گیرد. امام راحل (س) برای انسانهای مصلح و برای نسل های آینده چراغ هدایت ، توشه ی زندگی و ذخیره ی انسانیت است. |
|
شهید فتحی شقاقی |
رهبر پیشین سازمان جهاد اسلامی فلسطین |
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مردم فلسطین اعتماد به نفس داد. این انقلاب به ما فهماند که پیروزی ما در گرو پیروزی از امام خمینی (س) است. انتفاضه یکی از ثمرات بیداری اسلامی است که امام خمینی (س) در منطقه و بویژه در فلسطین به وجود آورد. |
|
نوری مالکی |
نخست وزیر عراق |
امام خمینی (س) ثابت کرد که اسلام قادر است بر اساس اصول اندیشه ها و حفظ هویبت خود در عصر پیشرفت علوم حکومت تشکیل دهد. مستضعفان جهان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با الهام از رهنمودهای ایشان با روحیه ی حق طلبی به مقابله با استکبار نسبت به جمهوری اسلامی کینه می ورزند ، شعار نه شرقی نه غربی که امام مطرح کرد کشورهای کوچک جهان را به استقلال طلبی در برابر قدرت های بزرگ تشویق کرد. |
|
جلال طالبانی
|
رئیس جمهور عراق |
قاطعیت امام (س) در رویارویی با استعمار و توطئه های آن ها ، خاری در چشم استعمارگران بود و حرکت امام توانست توطئه های آنان را خنثی سازد. |
|
مسعود بارزانی |
رهبر حزب دموکرات کردستان عراق
|
امام خمینی (س) به عنوان بزرگترین شخصیت سیاسی و دینی عصر ، افق های تازه ای در برابر مسلمانان و مظلومان جهان گشود. کردهای عراق همواره از حمایت معنوی و انسانی امام (س) بهره مند بوده و ارادت خاصی به ایشان دارند. |
|
سید ساجد نقوی |
رهبر شیعیان پاکستان
|
در مورد شخصیت الهی حضرت امام (س) سخنان زیادی ایراد شده ، اما هنوز این مردم خدا شناخته نشده است و باید بیش از پیش در راه شناخت زندگی این امام بزرگ (س) تلاش کرد و آن را معیار خودسازی قرار داد. یاد امام برای همیشه در دل های محرومان و مستضعفان باقی خواهد ماند. |
|
بی نظیر بوتو |
نخست وزیر فقید پاکستان
|
جمهوری اسلامی برای ما از اهمیت بسیاری برخودار است . پیام های امام خمینی (س) در آینده نیز چراغ هدایت مسلمانان است و ملت های مسلمان در آینده نیز از پرتو نورانی افکار و اندیشه های والای حضرت امام استفاده خواهند کرد. |
|
غلام اسحاق خان |
رئیس جمهور وقت پاکستان |
امام خمینی (س) تنها رهبر ایران نبودند بلکه رهبر بزرگ جهان اسلام بودند. ایشان شخصی بسیار شجاع و دارای بینش عمیق اسلامی و عزتی که به اسلام برگرداندند تا ابد باقی خواهد ماند. |
|
دکتر مصطفی ایوب |
دانشمند مسلمان آمریکایی و مسؤول گروه مطالعات ادیان در دانشگاه تامبل آمریکا |
بنده معتقدم که از جمله مهم ترین تاثیرات نهضت امام خمینی رحمه الله این بوده که حکومت در یک کشور بزرگ و با اهمیت اسلامی را از ماهیت لائیکی آن به ماهیت اسلامی و دینی مبدل ساخت و بدین ترتیب جمهوری اسلامی الگویی برای جنبش های اسلامی جهان گردید. من بر این باورم که از لحاظ قدرت فکری، امام تنها یک فرد یا پدیده فردی نبود بلکه یکی از سازندگان تاریخ بود. |
|
دکتر ادریس کتانی |
نویسنده معروف مراکشی و از اعضای مجمع کبار العلماء مغرب |
به عقیده من مهم ترین کار امام خمینی (س) حفاظت از اسلامی ماندن انقلاب پس از پیروزی بود. برای توضیح مطلبم نیاز دارم قسمتی از تاریخ معاصر را که، خود شاهد آن بوده ام برای شما بازگو کنم. |
|
احمد هوبر |
اندیشمندان مسلمان اهل سوئیس |
هنگامی که من از سال 79- 1978 (57- 1356) به مطالعه درباره امام خمینی رحمه الله به خصوص از منابع ایرانی شروع نمودم، به طرز عجیبی شگفت زده شدم، چراکه امام خمینی (س) اولین رهبر مذهبی در قرن ماست که انقلابی را به وجود آورد که همزمان سه وجهه مذهبی، سیاسی و فرهنگی را در خود جمع کرده بود. |
|
دکتر غیاث الدین صدیقی |
متفکر آزاد اندیش انگلیسی و عضو پارلمان مسلمانان انگستان |
شخصیت امام خمینی (س) تاثیر عمیقی بر دنیای جدید و به خصوص بر امت اسلامی داشته است. مدت ها بود که ما رهبری نداشتیم که آنچه را می گفت تاثیر داشته باشد. به نظر من این مهم ترین خصوصیت امام خمینی (س) بود، مردم احساس می کردند که هر آنچه ایشان انجام می دادند، هیچ دلیلی جز برای عزت اسلام و کیان اسلامی نداشت. |
|
پروفسور حامد |
استاد اسلام شناسی در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا |
یک مسلمان هرچه قدر بخواهد از یک شخصیت بزرگ معنوی تعریف و تمجید کند، به خاطر آن که بزرگی و عظمت تنها از آن خداست و نمی توان شخصی غیر از خداوند را با این صفات خواند، بهتر است در عوض به کارگیری چنین لفظی گفته شود که عظمت و بزرگی خداوند بنحو نادری در آن فرد جلوه پیدا کرده و او را به آیتی از «الله » مبدل ساخته است. امام خمینی(س) قطعا چنین آیتی بود. هرکس که سعادت حضور درکنار او را داشته باشد می داند، زیارت وی حتی هنگامی که او یک کلمه سخن نیز نمی گفته، عمیق ترین تاثیر را بر روی آدمی می گذاشت. راز این تاثیر در همان ویژگی الهی نهفته است. |
|
میخائیل گورباچف
|
رهبر شوروی سابق |
او فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید. او توانست اثر بزرگی در تاریخ جهان برجای بگذارد. |
|
هنری کسینجر |
وزیر خارجه اسبق آمریکا |
آیت الله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاستمداران و نظریه پردازان سیاسی می گرفت. هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری، غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا، سخن می گفت و عمل می کرد. گویی از جایی دیگر الهام می گرفت، دشمنی آیت الله خمینی با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت. |
|
دکتر فرانسیسکو اسکودرو بداته |
رئیس فدراسیون جوامع اسلامی اسپانیا |
چهره حیات بخش امام خمینی (س) در جهان اسلام امری غیر قابل اغماض می باشد و ایشان یکی از بزرگترین شخصیتهای قرن حاضر محسوب می شوند. |
|
سیدحسن نصرالله |
دبیرکل حزب الله لبنان
|
دفاع از جمهوری اسلامی ایران یک مسئولیت شرعی است و رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان لبنان یک رابطه عقیدتی و ریشه دار است که از رهبری واحد اسلامی نشات گرفته است. |
|
شهید شیخ راغب حرب
|
از رهبران حزب الله لبنان |
ملت مسلمان لبنان انقلاب اسلامی ایران را از انقلاب خود می داند، جریان انقلاب اسلامی منافع ابرقدرت های سلطه گر را به خطر انداخته است. |
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:28


هوگو رافائل چاوس فریاس(زاده ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۴ - درگذشته ۵ مارس ۲۰۱۳) پنجاه و سومین رئیس جمهور ونزوئلا بود.
چاوز دومین فرزند از شش فرزند هوگو دو لوس ریس چاوز و النا فریزا دو چاوز بود که در ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۴ در منطقهٔ روستایی سابانتا در ایالت باریناس به دنیا آمد. او در ۱۶ سالگی به ارتش ونزوئلا پیوست و توانست به درجه سرهنگ دومی برسد.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:26
علی شریعتی که بود؟؟؟؟
![]()
علی شریعتی مزینانی، (ولادت ۲ آذر ۱۳۱۲، روستای کاهک، سبزوار فوت:۲۹ خرداد ۱۳۵۶، ساوت همپتون، انگلیس) نویسنده، جامعه شناس، تاریخ شناس، پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه پردازان انقلاب اسلامی ایران بود، که در سن چهل و چهارسالگی به صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هم اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.
علی شریعتی مزینانی، (ولادت ۲ آذر ۱۳۱۲، روستای کاهک، سبزوار فوت:۲۹ خرداد ۱۳۵۶، ساوت همپتون، انگلیس) نویسنده، جامعه شناس، تاریخ شناس، پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه پردازان انقلاب اسلامی ایران بود، که در سن چهل و چهارسالگی به صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هم اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.
کودکی
علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کاهک در کویر مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حاج ملا هادی سبزواری محسوب می شد. ملاقربانعلی چهار فرزند به نام های محمود، احمد، حسن و حسین داشت. محمود که به هنگام مرگ پدر، به تحصیل علوم قدیمه مشغول بود، با اصرار مردم مزینان به آنجا آمد تا پیشنماز مسجد و مدرس حوزه علمیه باشد. او تا پایان عمر خود در مزینان ماند و چهار فرزند به نام های معصومه، قربانعلی، محمدتقی و آقامیرزا محمد از خود به جا گذاشت. محمد تقی شریعتی در سال ۱۳۱۱ با دختری روستایی از اهالی کاهک به نام زهرا امینی ازدواج کرد و اولین فرزند آنها، علی شریعتی بود.
شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ابن یمین در مشهد در سال ۱۳۱۹ آغاز کرد، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور در سال ۱۳۲۰، محمدتقی شریعتی مجبور شد خانواده اش را به ده بفرستد و بنابراین وقفه کوتاهی در تحصیلات شریعتی ایجاد شد. پس از آن، شریعتی به همان دبستان برگشت و تحصیل را ادامه داد.
نوجوانی و جوانی
علی شریعتی در دوران جوانی
شریعتی در سال ۱۳۲۵ وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد. او پس از اتمام سیکل اول دبیرستان در سن شانزده سالگی، با هدف ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد. وی در سا ل ۱۳۳۴ به دانشکده ادبیا ت و علوم انسا نی دانشگا ه مشهد وارد گشت و رشته ادبیا ت فا رسی را برگزید. وجود تفکر خلا ق با عث شد که شریعتی در طول دوران تحصیل در دانشکده ادبیا ت به انتشا ر آثا ری چون : ترجمه ابوذر غفا ری ، ترجمه نیا یش اثر الکسیس کا رل و یک رشته مقا له ها ی تحقیقی در این زمینه همت گما رد. البته شریعتی ترجیح می داد به هر طریق تحصیلات عالیه را بدون وقفه ادامه دهد، اما پدرش تأکید داشت که وارد دانشسرا شود که شاید علت اصلی آن وضع اقتصادی خانواده بود. در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۳۷ با پوران شریعت رضوی همکلاسیش ازدواج کرد.

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی به علت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد تا تحصیلات عالی خود را در مقطع دکتری در دانشگاه سوربن فرانسه و در رشته ادبیات ادامه دهد. وی در آنجا به تحصیل علومی چون جا معه شنا سی ، مبا نی علم تا ریخ ، تا ریخ و فرهنگ اسلا می پرداخت و با اسا تید بزرگی چون لویی ما سینیون، جورج گورویچ و سا رتر و... آشنا شد. در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری وی از سوی ساواک بود و متعلق به دو سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل قلعه در تهران منتقل شد. اوایل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.
![]()
در سا ل ۱۳۴۴ مدتی پس از بیکا ری ، اداره فرهنگ مشهد، استا د جا معه شنا سی و فارغ التحصیل دانشگا ه سوربن را به عنوان دبیر انشا ء کلا س چها رم دبستا ن در یکی از روستا ها ی مشهد استخدام می کند ، و سپس در دبیرستا ن به تدریس می پردازد و با لاخره به عنوان استا دیا ر تا ریخ وارد دانشگا ه مشهد می شود . در سا ل ۱۳۴۸ به حسینیه ارشا د دعوت می شود و به زودی مسئولیت امور فرهنگی حسینیه را به عهده گرفته و به تدریس جامعه شناسی مذهبی ، تا ریخ شیعه و معا رف اسلا می می پردازد.اما سرانجام در سا ل ۱۳۵۲، رژیم ، حسینیه ء ارشا د را تعطیل نمود، و شریعتی را به مدت ۱۸ ما ه روانه زندان کميته شهربانی می کند. وی پس از آزادی از زندان روز های بسیار سختی را پشت سر گذاشت و بار ها توسط ماموران ساواک تهدید شد و تحت شکنجه روحی و جسمی قرار گرفت.
زندگی مخفیانه و مرگ
شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی خود روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانی های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، ساواک پدر علی شریعتی و بعد برادر خانم وی را به گروگان گرفت و به زندان اوين برد تا شریعتی به ناچار خود را معرفى كند. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت و پس از آن آزاد شد زیرا شاه به دليل فشارهاى بین المللی و درخواست وزير فرهنگ الجزاير دريافت كه نگه داشتن شريعتى در زندان بيش از آزادى او ميتواند به شهرت و محبوبيت او بيافزايد.اسارت درازمدت در سلول، او را سخت به نور آفتاب حساس کرده بود و از نظر روحی هم بسيار افسرده شده بود. رژيم همه راه های مبارزه اجتماعی را بر او بسته بود، حسينيه ارشاد تعطيل و او از تدريس در دانشگاه محروم شده بود. مبارزه مخفی هم عملاً امکان نداشت. ساواک او را شديداً تحت نظر داشت و روز به روز حلقه اين محدودیت ها تنگ تر می شد. شریعتی خود می گوید: «ظاهرا آزاد هستم و از قيد اسارت، به اصطلاح رهايی یافته ام ولی آنچه مسلم است نوع زندانم تغيير کرده و از زندان دولتی به زندان خانه منتقل شده ام ». دکتر شریعتی پس از دو سال، خسته از وضعيتش تصميم به «هجرت» می گیرد. ممنوع الخروج بودن مانع بزرگی برای مهاجرت او به خارج از کشور بود. اما وی با گرفتن گذرنامه با اسم فامیلی "مزینانی" توانست از کشور خارج شده و تهران را به مقصد بروکسل ترک کند. شریعتی پس از چند روز اقامت در بروکسل آنجا را به مقصد ساوت همپتن انگلیس ترک می کند. وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان می گذشت، در ساوت همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی هم اکنون در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب کبری، در شهر دمشق نگهداری می شود و خانواده اش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.
فعالیت های سیاسی
در مشهد محمد تقی شریعتی پیرو نهضت خداپرستان سوسیالیست بود و به دنبال سفرمحمد نخشب و حسین راضی و تشکیل حوزه حزب ایران و سپس جمعیت آزادی مردم ایران که در حقیقت ادامه دهنده راه و اندیشه نهضت خداپرستان سوسیالیست محسوب می شدند، علی شریعتی نیز به نهضت خداپرستان سوسیالیستپیوست و همان جا نخستین آموزه های اسلام انتقادی اش را کسب کرد. او تحت تاثیر این اموزه ها کتاب ابوذر خداپرست سوسیالیست نوشته جوده السحار را در سال ۱۳۳۴ ترجمه و منتشر ساخت . در جریان وقایع ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام شاهنشاهی بود. او تحت تاثیر سنت های خانواده اش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب به شمار می آمدند. پدرش کانون نشر حقایق اسلامی مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی به حساب می آمد.
شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیت های مصرانه اش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوری اش به زندان قزل قلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.
پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیت های سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده و مصطفی چمران پیوست و در سال۱۳۴۱ سازمان نهضت آزادی ایران (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. در جریان کنگره جبهه ملی ایران در اروپا در ویس بادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲ با نظر حسین راضی، شریعتی با توجه به قدرت فکری و قلمی اش، به عنوان سردبیر روزنامه فارسی زبان ایران آزاد (ارگان جبهه ملی ایران خارج از کشور در اروپا) انتخاب شد. اولین شماره این نشریه پس از سردبیری شریعتی در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاه های روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیت های مبارزات مردم ایران را منعکس می کرد و ارگان رسمی جبهه ملی ایران در اورپا محسوب می گردید. قبل از آن پرویز ورجاوند سردبیری این نشریه را بر عهده داشت.
در سا ل ۱۳۳۷ شمسی به سا زما ن آزادیبخش الجزایر مى پیوندد و سخت به فعا لیت مى پردازد. در سا ل ۱۳۳۸ شمسی مقا له ای تحت عنوان "به کجا تکیه کنیم " را در یکی از نشریا ت فرانسه منتشر میکند. در سا ل ۱۳۳۹ شمسی مقا له "شعر چیست ؟" سا تر را ترجمه و در پا ریس منتشر می نما ید و در هما ن اول به علت فعا لیت در سا زما ن آزادیبخش الجزایر گرفتا ر میشود و در زندان پا ریس با "گیوز" مصاحبه ای میکند که در سا ل ۱۳۴۳ در توگو چا پ میشود. در سا ل ۱۳۳۹ نیز مقا له ای تحت عنوان "مرگ فرانتس فا نون " را در پا ریس منتشر میکند، همچنین در طول مبا رزات مردم الجزایر برای آزادی دستگیر میشود و مورد ضرب و شتم پلیس فرانسه قرار میگیرد و روانه ء بیما رستا ن میشود و سپس به زندان فرستا ده می شود.
آیا شریعتی عضو ساواک بود؟
(( آن زمان که در رساله ها حتی جرات نمی کردند نام امام خمینی را بیاورند و به اختصار « خ » می نوشتند دکتر شریعتی اعلام کرد که مقلد امام خمینی است.
شریعتی منتقد روحانیون بود اما بهترین دفاع ها را از روحانیت آگاه، فعال و درصحنه نموده است و البته این را هم بگویم انتقادات امام (ره) به روحانیت که در منشور روحانیت آمده است بسیار بیشتر از شریعتی است.
شریعتی منتقد روحانیت تشیع صفوی یا به تعبیر امام (ره)، آخوندهای درباری یا اسلام آمریکائی است و بحث امت و امامت دکتر شریعتی، تئوریزه کردن روشنفکرانه نظریه ولایت فقیه امام خمینی (ره ) است.
مطمئن باشید که خود شریعتی با شریعتیسم مخالف بود چون با همه جزمیات ارتجاعی، مارکسیستی و امپریالیستی درافتاد و با روشنفکری دینی در خدمت مفاهیم انقلاب و امام قرار گرفت.
رهبری هم در حاشیه ای این را می فرمایند که شریعتی هرچه باشد ساواکی نیست و مشخص است که او در زندان دارد بازجویش را فریب می دهد و تقیه می کند.))
نظر علما و شخصیت های بزرگ انقلاب در مورد شریعتی
علامه طباطبایی:
سند زبر موبوط به دوران طاغوت می باشد و پیرامون نظر خواهی از علامه سید محمد حسین طباطبایی در مورد نوشته های دکتر علی شریعتی است
حضرت آيت الله علامه حاج سيد محمدحسين طباطبايي(دام ظله(
با تقديم سلام مفتخراً و محترماً به عرض آنحضرت ميرساند. اخيرا در تهران شايع کردهاند نعوذ با... حضرتعالي نوشتههاي علي شريعتي را تأييد کرده و فرمودهايد کوچکترين ايرادي در آن ديده نميشود. استدعا دارم بذل توجهي فرموده براي روشن شدن حقايق و نجات عدهاي از ضلالت نوشتهاي مرقوم بفرماييد.
بسمه تعالي
اينجانب نوشتههاي دکتر شريعتي را هرگز تصديق نکرده و چنين سخني به احدي نگفتهام و نوع مطالب ايشان اشتباه و طبق مدارک ديني اسلامي غيرقابلقبول ميباشد.

مقام معظم رهبری :
« به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد ... در سال 54 که من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت می کرد).»
شهید مطهری:
« اغلب آثار شریعتی از نظری هنری اعلی، از نظر علمی متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است»
امام خمينى «قدس سره»:
پسر حضرت علامه شهید مطهری (دکتر علی مطهری) می گوید: روزی در منزل از پدرم پرسیدم نظر امام خمینی در مورد دکتر شریعتی چیست ؟
فرمودند : نظر امام از نظر من تند تر است .
نقل از حضرت آیت الله مصباح یزدی:
سندی موجود است که هر شخص بی طرف و بی غرضی اگر دقت کند، آنچه باید بفهمد را خواهد فهمید. آن سند درباره مرگ شریعتی است که عده ای از دانشجویان مقیم اروپا و امریکا مرگ شریعتی را به حضرت امام تسلیت گفته بودند، ایشان با اینکه مقید بودند به هر نامه ی ولو کوچکی جواب بدهند، جواب این را ندادند. بالاخره چند نفر به نمایندگی آنها به سرکردگی دکتر ابراهیم یزدی از امریکا به عراق می روند و 10 تا 12 روز در نجف می مانند و خیلی اصرار که یک جوابی باید به این دانشجویان بدهید و الّا اینها اصلا از انقلاب و اسلام منزجر می شوند و می گویند یعنی چه که ما تسلیت گفتیم و آنها جوابی به ما ندادند؛ اما امام زیر بار نمی رفتند و بالاخره با فشارهای زیادی حاضر شدند چند کلمه ای به عنوان جواب بنویسند. جوابش در اسناد هست، مضمون آن چنین است که «نامه ها و تلگرافاتی که آقایان به مناسبت فقد دکتر علی شریعتی فرستاده بودند، رسید.» بعد هم شروع کرده بودند به نصیحت کردن.
امام آن طور که این ها دلشان می خواست و شهادت، شهادت، می کردند، نفرموده بودند شریعتی شهید شده و نفرمودند که او یک شخص مبارز، متعهد و چنین و چنان بوده و حتی از این که کلمه «مرحوم» را به کار ببرند، خودداری کردند. فقط همین : «به مناسبت فقد دکتر شریعتی...» که «فقد» با این که یک فردی مرگ کاملاً عادی داشته باشد یا یک جایی گم بشود یا به حق یا باطل کشته بشود، با همه چیز سازگار است.این کلمه هیچ دلالتی به این که ایشان تأثّری از این جریان دارند و گمشده و یا ناراحتی دارند، هیچ چیز از این فهمیده نمی شود. ایشان حتی کلمه ی احترام آمیز «مرحوم» که در فرهنگ ما رایج است را نیز به کار نبردند که این موجب تأثّر بعضی ها شده بود و(سید حمید روحانی از اعضای دفتر امام خمینی در نجف و رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب بوده است و در حال حاضر رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر است)
یکی از آقایانی که الآن حیات دارد (آقای سید حمید روحانی) رفته بود نزد امام، گفته بود : خوب بود اقلاً یک کلمه ی مرحومی شما می نوشتید، این که تأییدی نمی شود. ایشان نقل می کند که امام فرمودند: «اگر او را مسلم می دانستم، می نوشتم!» این نقلی است که آقای سید حمید روحانی می کند* و من ایشان (آقای سید حمید روحانی) را آدم راستگویی می دانم. حالا به فرض هم که این نقل قول صحیح نباشد، خود این عبارتِ نامه ی حضرت امام هم نشان می دهد که نظر ایشان چه بوده، چرا که در یک چنین موقعیتی که امام کاملاً باید از این جریان بهره برداری بکند، اگر جایی بود که رژیم متهم بشود و رژیم دستی داشته در این کار، یک اشاره ای باید داشته باشد، اقلاً بگوید مرگ مشکوک و اگر کوچکترین احترامی برای او قایل بودند، باید یک کلمه ی مرحومی به کار ببرند. هر عاقلی از این عبارت می فهمد که نظر حضرت امام چه بوده ولی متأسفانه با جار و جنجال همین را بالاترین تأیید نسبت به شریعتی تلقی کردند و تبلیغات کردند که امام، شریعتی را تأیید کردند. چند نمونه دیگر هم هست که چون نقل شخصی است و سند کتبی ندارد، نقل نمی کنم.
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:16
وجه تسمیه و معنای واژه (جام الست)
روز الست اشاره دارد به ایه 117 سوره اعراف: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك مِن بَني ءَادَمَ مِن ظهُورِهِمْ ذُرِّيَّتهُمْ وَ أَشهَدَهُمْ عَلي أَنفُسِهِمْ أَ لَست بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلي شهِدْنَ اأَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَمَةِ إِنَّا كنَّا عَنْ هَذَا غَفِلِينَ
ترجمه :
و چون پروردگار تو از پسران آدم از پشتهايشان نژادشان را بياورد و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : چرا ، گواهي ميدهيم تا روز رستاخيز نگوييد كه از اين نكته غافل بودهايم.
در تفسیر این آیه و چگونگی عالم ذر بین مفسران و دانشمندان اختلاف است. یکی از تفسیرهایی که مورد پذیرش متاخرین و از جمله علامه طباطبائی می باشد، این است که منظور از این عالم دنیای فطرت واستعدادها است.
در متون ادبی برای عهدی که خداوند از بندگانش گرفت و امانتی که به دوش فرزندان ادم (ع) نهاد از تعبیر ((نوشیدن جام الست)) استفاده میشود.
جرعه نوشان می جام الستیم هنوز
باده پیمای حقیقت شده، مستیم هنوز
بر سر سفره عقد بشریت بخدا
بله گفتیم و به پای بله هستیم هنوز
شاعر:آتنا سیف معموریان
برچسب: نویسنده: محمد مهدی متقی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1394 ساعت: 10:15